تحلیل عوامل سازمانی مؤثر بر پذیرش فناوری‌های صنعت 4.0 در شرکت‌های کوچک و متوسط

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

2 دانشیار گروه مدیریت صنعتی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.48308/jimp.14.2.85
چکیده

مقدمه و اهداف: صنعت ۴.0 تغییر و تحول عمده­‌ای را در صنعت و کسب‌وکارها به همراه داشته است. در این تغییر، اتصال دستگاه‌ها، فرآیندها و سیستم‌ها به هم و به اینترنت از طریق شبکه‌های هوشمند و استفاده از فناوری‌های مبتنی بر داده و هوش مصنوعی توانسته است رویکردی گسترده در کسب‌وکارها به­‌وجود آورد. این تحول از اهمیت زیادی برخوردار است و در حوزه‌های مختلفی از جمله تولید، خدمات، زنجیره تأمین و بازاریابی تأثیرات زیادی دارد. با توجه به افزایش پایداری و رقابت­‌پذیری آینده بخش تولیدی، فناوری­‌های نوین انقلاب صنعتی چهارم (صنعت ۴.0) در سال‌های اخیر موردتوجه جامعه دانشگاهی و صنعتی قرار گرفته است. بااین‌حال، تولیدکنندگان برای پیاده­‌سازی صنعت ۴.0 با عوامل زیادی روبه­‌رو هستند که شناسایی و تحلیل آن‌ها ضروری است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل سازمانی مؤثر بر پذیرش صنعت ۴.0 و ارائه یک مدل شناختی فازی است.روش‌ها: این پژوهش از نظر هدف جزو پژوهش‌­های کاربردی ـ توسعه‌­ای و از نظر نوع پژوهش، ترکیبی (آمیخته اکتشافی) قلمداد می­‌شود. تعداد نمونه آماری در بخش کمّی ۱۲ نفر بود و با روش هدفمند-قضاوتی خبرگانی که دارای حداقل 5 سال سابقه فعالیت در شرکت‌های کوچک و متوسط تولیدی در بخش سازمانی (اداری) بودند، انتخاب شده و از آن­ها نظرخواهی شد. در مرحله نخست، برای شناسایی عوامل تعیین‌کننده سازمانی بر صنعت ۴.0 از روش فراترکیب استفاده شد و سپس با استفاده از روش نقشه شناختی فازی و به‌کارگیری نرم‌افزار­های Fcmappear و Mental Modeler روابط این عوامل تعیین شد. یافته‌ها: یافته­‌های حاصل از روش فراترکیب نشان‌­دهنده 36 کُد اولیه و 11 عامل تعیین‌کننده بر پذیرش فناوری‌­های صنعت 4.0 در شرکت­‌های کوچک و متوسط تولیدی فعال در شهرک صنعتی یزد است که شامل ظرفیت جذب، دارایی‌های تجاری، صلاحیت فنی دیجیتالی­‌شدن، دانش و تخصص دیجیتالی­‌سازی، مشارکت در فرآیند اجرا، شایستگی مدیریت استراتژیک صنعت 4.0، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، در­دسترس‌­بودن منابع، سرمایه اجتماعی و ویژگی‌های مدیریت عالی است که از میان این عوامل، مشارکت در فرآیند اجرا، ظرفیت جذب و سرمایه اجتماعی بالاترین ظرفیت تأثیرپذیری، ویژگی‌های مدیریت عالی و دانش و تخصص دیجیتالی­‌سازی، صلاحیت فنی دیجیتال­‌سازی و شایستگی مدیریت استراتژیک بیشترین ظرفیت تأثیرگذاری را داشتند و درنهایت عوامل صلاحیت فنی دیجیتال‌سازی، دانش و تخصص دیجیتالی­‌سازی، ویژگی‌های مدیریت عالی و مشارکت در فرایند اجرا بیشترین شاخص مرکزی را به‌­دست آوردند.نتیجه‌گیری: صنعت ۴.0 یک گزینه استراتژیک حیاتی برای شرکت‌های کوچک و متوسط تولیدی است که آن‌ها را قادر می‌سازد تا با مسابقه دیجیتالی­‌شدن همگام شوند. شرکت‌های کوچک و متوسط تولیدی به‌طور قابل‌توجهی از سازمان‌های بزرگ در بهره‌مندی از فناوری‌های صنعت ۴.0 عقب هستند. این شرکت­‌ها هنوز با تصمیمات اولیه پذیرش در مورد تحول دیجیتال تحت صنعت ۴.0 درگیر هستند که موضوع نگران‌کننده‌ای برای این شرکت­‌ها است. نتایج، عوامل مختلف تعیین‌کننده سازمانی را شناسایی کردند که ممکن است این شرایط را توضیح دهند و برای شرکت‌­های کوچک و متوسط تولیدی بسیار کارآمد باشد. این مطالعه یک نقشه راه دیجیتالی­‌سازی سازمانی ایجاد کرده است که شرایط لازم برای تسهیل دیجیتالی‌­شدن شرکت‌های کوچک و متوسط تولیدی را تحت صنعت ۴.0 توصیف می‌کند.