رهیافت‌های گریز از ترجمه‌ناپذیری رمان النظارة السوداء اثر احسان عبدالقدوس

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران،

3 دانشجوی کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران

doi
10.22054/rctall.2024.76050.1697
چکیده

در این دنیای به هم پیوسته، ارتباط مؤثر میان زبان‌های مختلف امری بسیار مهم است. با این ‌حال، ترجمۀ متون موجود در زبان‌ها به دلیل تنوع، اغلب چالش‌هایی را ایجاد می‌کند که برابر دقیق مفاهیم یا عبارات خاص را دشوار می‌نماید. همچنین وابستگی دوسویه فرهنگ و زبان با یکدیگر این واقعیت را تبیین می‌کند که در فرآیند ترجمه همواره با فرهنگ و زبان مبدأ سروکار داریم. در این صورت مترجم به ‌عنوان واسطۀ فرهنگی باید فرهنگ مبدأ را در کنار زبان قرار دهد. در همین راستا رمان النظارة السوداء اثر احسان عبدالقدوس که حاوی واژگان و جملات زبانی و فرهنگی بسیاری است، انتخاب شد و به شیوۀ توصیفی- تحلیلی، سطح ترجمه‌پذیری یا ترجمه‌ناپذیری واژگان و جملات آن مورد بررسی قرار گرفت. پس از تجزیه‌ و تحلیل عبارات دریافتیم موارد بسیاری هم در حوزۀ زبانی و هم فرهنگی وجود دارد که ترجمه‌ناپذیر بوده و مترجم باید واژگان و جملات را به‌گونه‌ای ترجمه کند که با زبان و فرهنگ مبدأ (فارسی) همخوانی داشته و برای مخاطب قابل ‌فهم باشد. بنابراین، مترجم برای ترجمۀ عناصر ترجمه‌ناپذیر، شیوۀ «معادل نقشی» را بیشتر از عناصر دیگر به‌کار گرفته است.