نسبیت زبانی در معادل‌یابی و ترجمۀ مفاهیم نام اندام «دست» در زبان عربی بر مبنای رویکردهای شناختی و فرهنگی

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/rctall.2023.74658.1681
چکیده

نسبیت زبانی همواره یکی از چالش­های فراروی مترجمان بوده است و آن حاصل تجربه‌های زیستی متفاوت سخنوران زبان است. تجارب جمعی سخنوران زبان مانند آداب و رسوم، باورها و پدیده­های اجتماعی، مبانی فرهنگی است که با مفاهیم زبانی در ارتباط است. نام اندام‌ها یعنی واژگان مربوط به بیان اعضای بدن انسان مانند: چشم، سر، گوش و... ممکن است حاوی مفاهیم فرهنگی و شناختی همچون دانش، ادراک و احساسات و آداب و رسوم باشد. علاوه بر این، بین مفاهیم فیزیولوژیکی (کار اندام‌شناسی) اعضای بدن انسان و مفاهیم سوسیولوژی (جامعه‌شناسی) رابطه معنایی وجود دارد. بررسی مبانی فرهنگی و شناختی این واژه‌ها و پرداختن به پیشینۀ تجارب زیستۀ سخنوران همچون ابزاری می­تواند مترجم را در فهم درست معنای دقیق سپس انتقال آن به زبان مقصد کمک کند. اهمیت و جایگاه نام اندام‌ها در زبان از یک سو و بسامد بالای نام اندام «دست» در زبان عربی و گویش­های آن از سوی دیگر، ما را بر این داشت تا به بررسی توصیفی- تحلیلی واژۀ «دست» و صور‌ت‌بندی­های زبانی و مفهوم‌سازی­های فرهنگی آن بپردازیم تا از طریق تحلیل معنایی و زبانی این نام اندام، چگونگی معادل‌گزینی و ترجمۀ آن را در زبان فارسی مورد بررسی قرار دهیم. از مهم­ترین نتایج به «دست» آمده این است که گاهی ترجمۀ واژگان و ارائۀ مفاهیم بر مبنای صور‌ت‌بندی مشترک زبان مبدأ و مقصد شکل می­گیرد و گاهی بر مبنای صور‌ت‌بندی متفاوت؛ در صور‌ت‌بندی مشترک، ترجمۀ هم­پوشانی می­تواند پیشینۀ فرهنگی و جهان­بینی زبان مبدأ را انتقال دهد و در صور‌ت‌بندی متفاوت، نسبیت زبانی اتفاق می­افتد. ترجمۀ هم­پوشانی در انتقال مفاهیم عاجز است و باید ترجمۀ ناهمسان یا به عبارت دیگر، ترجمۀ مفهومی را که هم متناسب با معیارهای فرهنگی زبان مبدأ است و هم با معیارهای فرهنگی زبان مقصد به‌کار گرفت.