بهینه سازی دسترس پذیری – افزونگی در چندین سیستم سری – موازی چند حالته به صورت توام با در نظر گرفتن خرابی های چند مرحلهای و امکان انتخاب تامین کننده
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهر قدس، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.14.2.230چکیده
مقدمه و اهداف: با توجه به رقابتیشدن بازار و جهانیشدن آن نیاز به دسترسپذیری در طراحی محصول در دهههای اخیر موردتوجه قرارگرفته است. امروزه دسترسپذیری شامل نیازمندیهای عملکردی، استفاده از استانداردها، طراحی، پیشبینی دسترسپذیری، مدلسازی دسترسپذیری و بازیابی و بررسی آن است. یکی از اهداف دسترسپذیری، طراحی سیستمهایی با حداکثر دسترسپذیری است. دسترسپذیری یک سیستم معمولاً بهواسطه بهبود دسترسپذیری هر یک از اجزاء یا تخصیص اجزای مازاد بهبود مییابد. این بهبودها در عمل بهواسطه استفاده از مواد بهتر، فرآیند ساخت بهتر، اصول طراحی استفاده شده و غیره ایجاد میشود. روشها: در این پژوهش، یک رویکرد نوآورانه برای بهینهسازی چندین سیستم سری ـ موازی چندحالته بررسی میشود. این رویکرد بهجای محدودکردن بهینهسازی به یک سیستم بهصورت جداگانه، به بهینهسازی همزمان چندین سیستم و بهبود کارایی و عملکرد کلی آنها میپردازد. در این سیستمها، تعدادی زیرسیستم موازی قرار دارند که هر یک از این زیرسیستمها دارای اجزای چندحالته است. این اجزا میتوانند در حالتهای مختلف عمل کنند و با ترکیب این حالتها، عملکرد متفاوتی را ارائه دهند. یکی از نکات مهم موردتوجه در این مدل، تأثیر نرخهای خرابی چندمرحلهای بر سیستمها است که از طریق ترسیم نمودار حالت بهوضوح بررسی میشود. فرضیههای مختلفی در این مدل در نظر گرفته میشود؛ از جمله قابلیت انتخاب تأمینکننده با شرایط متفاوت، با درنظر گرفتن محدودیتهای موجود در سیستم. علاوه بر این، اثرات فعالیتهای فنی و سازمانی بر روی بازههای پیوسته بهینهسازی سیستمها نیز بررسی و تحلیل میشود. در پایان با استفاده از الگوریتم فراابتکاری ژنتیک، مدل ارائهشده بهبود مییابد و نتایج حاصل از آن نشان میدهد که عملکرد سیستم بهطور کامل بهبود یافته است. یافتهها: در این پژوهش یک مدل بهینهسازی ریاضی برای مدلسازی مسئله موردبررسی تحت مفروضات مطرحشده ارائه میشود؛ همچنین برای نمونه یک نوع مثال عددی در شرایطی که تابع توزیع انتقال حالت نمایی و فعالیتهای فنی و سازمانی با شدت عملکرد مختلف هستند، ارائه میشود. در این نمونه، فرض میشود که نرخ عملکردی هر زیرسیستم با مجموع نرخ عملکردی اجزا آن و عملکرد سیستم با حداقل نرخ عملکردی زیرسیستمها برابر است. میتوان با توجه به توضیحات دادهشده احتمال دسترسپذیری سیستم را محاسبه و هزینه سیستم را نیز میتوان با استفاده از تابع هدف مدل محاسبه کرد. در مرحله بعد با استفاده از الگوریتم ژنتیک، مثالهای ارائهشده حل و نتایج آن گزارش میشود.نتیجهگیری: با مطالعه مقالهها و پژوهشهای سالهای اخیر میتوان دریافت که همواره پژوهشگران عرصه مدلهای تخصیص افزونگی، چه در زمینه سیستمهای باینری و چه سیستمهای چندحالته، کوشیدهاند تا با درنظرگرفتن فرضیههای جدید و یا حذفکردن فرضیههای سادهسازی که از سالهای گذشته در مبانی نظری این مدلها باقی مانده بود، شرایط این نوع مسائل را به دنیای واقعی نزدیکتر کنند و به سؤالهای بیشتری که ذهن تصمیمگیرندگان چنین سیستمهایی را در امر بهینهسازی مشغول کرده بود، پاسخ دهند. این رویکردها از سوی پژوهشگران بهنام این موضوع اهمیت و ضرورت ارائه مدلهای بهینهسازی ریاضی با درنظرگرفتن همه شرایط و محدودیتهای سیستمی کاربران و مدیران را بیشازپیش مهمتر کرده است. در این پژوهش نیز نشان داده شده است که میتوان با افزایش ابعاد بهینهسازی مسائل تخصیص افزونگی، مدلهایی را تنظیم کرد که با دنیای واقعی انطباق بیشتری دارند.