بررسی معادل یابی واژگان در تا سبز شوم از عشق (ترجمۀ گزیده‌ای از اشعار نزار قبانی به فارسی) براساس اصل هم‌معنایی

نویسندگان

1 استادیار، رشتۀ زبان و ادبیات عربی، دانشگاه گنبد کاووس، گلستان، ایران

doi
10.22054/rctall.2023.71539.1659
چکیده

زبان شعر، افزون بر اینکه ژرف است و معناهای بسیاری در خود دارد با نازک­کاری­های زبانی و ظرافت­های بیانی بسیاری خلق شده است. واژگانی که به شعر می­آیند، ظرفیت معنایی بسیاری دارند؛ این ظرفیت در شعر پویا و متکثر می­شود. از این رو،  واژگان شعر،  معناهای پنهان و سایه­وار بسیاری را در خود دارند که فهم آن‌ها نیازمند خوانشی دقیق از شعر است. یکی از راه­های فهم معنای واژگان، بررسی آن‌ها از منظر نظریۀ روابط مفهومی است. در این نظریه، سعی می­شود با بررسی پیوند میان واژگان، معنی دقیق هر یک فهم شود. هم­معنایی یکی از پیوندهایی است که واژگان زبان با یکدیگر دارند. در بررسی معنا براساس هم­معنایی، تلاش می­شود که واژگان هم­معنا جمع و مقایسه شوند و حدود معنایی هر یک با دیگر واژه­های مترادف، مشخص­تر و روشن­تر شود. از اصل هم­معنایی می­توان در ترجمۀ شعر و نقد آن بهره برد. در این مقاله با کاربست اصل هم­معنایی، معادل­یابی واژگان در «تا سبز شوم از عشق» نقد شده است. این کتاب دربردارندۀ گزیده­ای از شعرهای عاشقانۀ نزار قبانی است که موسی اسوار آن‌ها را از عربی به فارسی برگردانده است. در تحلیل معادل­یابی­ها، نخست معناهای قاموسی واژگان مورد بحث، استخراج شده، سپس با در نظر گرفتن بافت شعر، معناهای  فراقاموسی (عاطفی، سبکی و ..) آنان نیز رمزگشایی شده است. در ادامه با جمع کردن معادل­های هم­معنا، هم‌خوان­ترین معادل با متن مبدأ، برگزیده شده و در ضمن آن معادل­یابی مترجم نقد شده است. برآیند پژوهش این چنین است که در مواردی، معادل­های ترجمه از حیث هم­نشینی همخوان با دیگر واژگان بافت شعر نیستند. همچنین برخی از معادل­ها در ترجمه، بار عاطفی کمتری از واژگان متن مبدأ دارند و برخی دیگر نیز دلالتی کلی­تر و شامل­تر از واژگان شعرهای نزار دارند. برخی معادل­ها نیز متن ترجمه را مبهم گردانده­اند.