نقد ترجمه ی منطق‌الطیر عطار از بدیع محمد جمعه با تکیه بر نظریة گارسس

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22054/rctall.2024.75995.1696
چکیده

الگوی گارسس یکی از مهم­ترین نظریات حوزه ی زبان­شناختی است که به منظور تشخیص سطح کیفی ترجمه ­ها، سازمان­ یافته­ و به تحلیل کیفی متون ترجمه ­شدة ادبی می­پردازد. در این الگو ترجمه ­ها با تکیه بر دو معیار مقبولیت و کفایت و براساس ویژگی ­های مثبت و منفی در چهار سطح بررسی می­شوند. در سطح نخست این نظریه، عناصر مرتبط با واژگان و انتقال معنا از طریق واژگان بررسی می­شود. در دومین سطح به بررسی عناصر نحوی و صرفی پرداخته می­شود و در سطوح سوم و چهارم گفتمان و سبک متن مورد ارزیابی قرار می­ گیرد. منطق ­الطیر اثر فریدالدین عطار نیشابوری یکی از برجسته ­ترین منظومه ­های عرفانی فارسی است که به زبان­ های مختلفی ترجمه شده است؛ در این میان ترجمة محمد بدیع جمعه، استاد دانشگاه عین شمس به زبان عربی کامل­ترینِ این ترجمه ­هاست. علاوه بر ارزش نفسِ ترجمة منطق‌الطیر و انتقال اندیشه ­های بی­ بدیل عطار به دنیای عرب، دقت و ایجاز در ترجمه، سجع در کلام و برجستگی­ های ادبی ترجمه از مهم­ترین محاسن و شاخصه ­های ترجمه ی بدیع محمد جمعه است که سبب شده است تا در این جستار ترجمه ی اشاره شده با تکیه بر الگوی گارسس و سطوح چهارگانه ی آن مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که مترجم در ترجمه ی مدنظر پای­بند به زبان مبدأ بوده است و ترجمة وی در دو سطح معنایی- لغوی و نحوی- صرفی از مقبولیت و کفایت بیشتری نسبت به دو سطح دیگر برخوردار است و مترجم در دو سطح یادشده از تکنیک­ های مثبت بیشتری استفاده ­کرده است. در مقابل تکنیک های منفی در دو سطح گفتمانی- کارکردی و سبکی- منظورشناختی در ترجمه ی مورد بررسی نمود قابل تأمّلی داشته ­اند که علت آن را باید در نوع متن منتخب برای ترجمه؛ یعنی منظومه ­ای عرفانی، جست. با وجود این، بهره ­گیری از مؤلفه ­های معادل فرهنگی، بسط واژگانی، جبران، تغییر نحو و ساختار موجبات اعتلای ترجمه ی محمد بدیع جمعه را فراهم آورده است.