بررسی «سه تابلو مریم» میرزاده عشقی، بر اساس نظریۀ کنش پی‌یر بوردیو

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2023.344765.1859
چکیده

سیدمحمدرضا کردستانی مشهور به میرزاده عشقی از پیشگامان شعر نو در دورۀ مشروطه به شمار می‌آید که در اشعارش به مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اشاره می‌کند؛ به همین دلیل اشعار وی را می‌توان با رویکرد جامعه‌شناسانه تحلیل کرد. بررسی آثار میرزاده عشقی بازگوکنندۀ بسیاری از حقایق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دورۀ زندگی شاعر است که کانون نمود این مسائل را می‌توان در آثار وی به ویژه در شعر «سه تابلو مریم» یا «ایده‌آل» مشاهده کرد. نگارندگان بر این باورند که در این شعر تلفیق «عاملیت و ساختار» پی‌یر بوردیو و مفاهیم کاربردی آن به بهترین وجه آشکار می‌شود. با توجه به نظریۀ«کنش» بوردیو چگونه افراد کنش‌گر در شعر ایده‌آل عشقی تحت‌‌تأثیر سرمایه‌های درونی و عادت‌واره‌های نهادینه ‌شدۀ جامعۀ خویش نقش ایفا ‌می‌کنند؟ دو مقولۀ «عادت‌واره» و «میدان» به عنوان اساس دیدگاه‌های بوردیو در این شعر میرزاده عشقی است که با طرح این دو مفهوم و تحلیل دیالکتیک میان آنها در جهان عینی می‌توان نشان داد که چگونه وضعیت نابرابر در جامعۀ دورۀ مشروطه همواره به نفع فرادستان بازتولید می‌شود. آنچه از شعر سه تابلو مریم دریافت می‌شود تعارض و تناقض اجتماعی و فرهنگی در بین مصادیق سنت و مدرنیته است که به عنوان یک کنش اجتماعی در نظریۀ فرهنگی بوردیو نمود می‌یابد. موضوعی که اهمیت این مقایسه را دوچندان می‌کند، نگاه میرزاده عشقی به مسائل اجتماعی است که وی را در برابر اسلاف و اخلاف خویش و همچون پی‌یربوردیو در صف اول مبارزه با نظام سلطه‌ قرار می‌دهد.