بررسی تأثیر وام‌های خُرد بر سطح درآمد افراد و خروج از فقر: رویکرد شبیه‌سازی عامل‌بنیان

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استاد، دانشکده منابع طبیعی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دکتری، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

4 دانشجوی دکتری، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.48308/jimp.14.1.91
چکیده

مقدمه و اهداف: تأمین مالی خرد به عنوان استراتژی غالب فقرزدایی با هدف ایجاد کسب و کارهای خرد و رهایی از فقر، به افراد فقیر خدمات مالی ارائه می‌دهد. این پژوهش تأثیر بکارگیری وام‌های خرد بر رشد درآمد افراد و خروج آنها از خط فقر را مورد بررسی قرار می‌دهد. همچنین با توجه به کمک مالی به صندوق تأمین مالی خرد، تغییر در میزان کمک مالی و تأثیر آن در خروج افراد از خط فقر مورد بحث قرار می‌گیرد. بعلاوه تأثیر بازاریابی و افزایش احتمال فروش به‌عنوان خدمات مکمل تأمین مالی خرد، در رشد درآمد مورد بررسی قرار می‌گیرد. لذا این پژوهش تأثیر ارائه وام‌های خرد صندوق تأمین مالی بر سطح درآمد افراد و خروج آنها از خط فقر را با در نظر گرفتن دو سیاست تغییر تعداد سال‌های کمک مالی به صندوق و افزایش احتمال فروش مورد بررسی قرار می‌دهد.روش‌ها: در صندوق‌های تأمین مالی خرد، نحوه تأمین منابع، شیوه اعتباردهی، شرایط متفاوت وام‌دهی‌ و همچنین تعاملات بین افراد، نحوه عضویت آنها و تأثیرگذاری بر دریافت وام، فضای پیچیده‌ای را ایجاد می‌کند. ویژگی‌‌ها و رفتارهای ناهمگون افراد و همچنین تعاملات بین آنها در محیطی پویا، موجب پدید آمدن رویدادهای پیچیده‌ای می‌شود که استفاده از رویکرد شبیه‌سازی عامل‌بنیان می‌تواند به درک و مدل‌سازی آن کمک کند. مدل‌سازی و شبیه‌سازی عامل‌بنیان یک دیدگاه عاملی و یک رویکرد شبیه‌سازی از مجموعه‌ای از عوامل خودمختار، مستقل و تصمیم‌گیرنده است که به طور گسترده‌ای با هم در ارتباط بوده و تلاش می‌کند تا با مدل‌سازی رفتار عناصر فردی، نتایج نهایی سیستمی را بررسی کند. در این پژوهش از رویکرد شبیه‌سازی عامل‌بنیان استفاده شده است.یافته‌ها: نتایج شبیه‌سازی نشان می‌دهد ارائه وام خرد سبب افزایش درآمد افراد گردیده و امکان خروج از فقر مطلق را برای اکثر افراد فراهم می‎‌آورد. در این تحقیق نرخ بهره را صفر لحاظ کردیم، نتایج نشان داد که موجودی صندوق مبتنی پس‌انداز و بازپرداخت اقساط می‌تواند افزایش می‌یابد بطوریکه تعداد وامهای پرداخت شده حتی در سیاست 2 سال کمک مالی نیز روندی افزایشی داشته است. از این رو با ارائه وامهای خرد بدون بهره و حتی محدودیت در مدت زمان کمک، می‌توان صندوق تأمین مالی خرد پایدار ایجاد نمود. همچنین سیاست تغییر تعداد سالهای کمک مالی به صندوق و افزایش سالهای کمک از سه سال به چهار سال تأثیر بسزایی در افزایش درآمد افراد ندارد و صندوق‌ بر اساس پس‌انداز و دریافت بازپرداخت اقساط، امکان ادامه فعالیت خواهد داشت، اما افزایش تعداد سال‌های کمک سبب می‌گردد تعداد وا‌م‌های بیشتری به افراد عضو ارائه گردد بطوریکه در سیاست 2 و 3 و 4 سال کمک مالی به صندوق تعداد وامهای پرداخت شده به ترتیب برابر با 155، 221 و 278 مورد می‌باشد. همچنین نتایج مدل‌سازی سیاست افزایش احتمال فروش در رشد درآمد و خروج از فقر نشان داد که در سناریو با احتمال فروش 80 درصد، درآمد افراد و تعداد افراد بالای خط فقر نسبت به سناریو احتمال فروش 60 درصد، بسیار بیشتر است. در مجموع بررسی سیاست‌های تغییر تعداد سال‌های کمک مالی به صندوق و تغییر احتمال فروش نشان داد که کمک مالی بیشتر به صندوق، منجر به درآمد بیشتر افراد و خروج بیشتر آنها از خط فقر نمی‌گردد، بلکه آنچه باعث درآمد بیشتر می‌گردد کمک به بازاریابی و فروش بیشتر محصول است.نتیجه‌گیری: کاهش تعداد سالهای کمک به صندوق و بکارگیری منابع مالی آزاد شده ناشی از آن در جهت ایجاد بازار و افزایش احتمال فروش، سبب اثربخشی بیشتر سیاستهای فقرزدایی می‌گردد. به عبارتی چنانچه منابع کمک‌های مالی در راستای ایجاد بازارهای تضمینی و یا شکل‌دهی بازارهای دائمی برای افراد عضو صندوق صورت پذیرد، نسبت به افزایش سالهای کمک به صندوق، اثر اهرمی بیشتری جهت درآمدزایی و افراد ایجاد می‌نماید.