ساختاردهی سیستمی عوامل مؤثر بر چابکی در فرآیندهای کسبوکار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران.
2 استادیار، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران.
3 استادیار، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران.
4 استادیار، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران.
5 استادیار، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران.
doi
10.48308/jimp.14.1.182چکیده
مقدمه و اهداف: امروزه سازمانها تغییرات و بحرانهای پیچیده و غیرقابل پیشبینی را پیرامون خود تجربه میکنند. در این شرایط بهمنظور دستیابی به نوآوری و شرایط بهینه در محیطهای پیچیده، رفتن به سمت راهحلهای منعطف و چابک ضروری به نظر میرسد که یکی از زمینههای بهبود این مسئله در رابطه با مفهوم مدیریت فرآیندهای کسبوکار، پرداختن به حوزه چابکی فرایندهای کسبوکار و در شرایط پیچیده و پویا است. در این راستا هدف اصلی این مطالعه، ساختاردهی سیستمی به مسئله چابکی در فرآیندهای کسبوکار است که یکی از مهمترین الزامات آن، استفاده از رویکردهای تحقیق در عملیات نرم در راستای ساختاردهی سیستمی به مسئله است.روشها: در این پژوهش ابتدا با استفاده از گامهای تکنیک فراترکیب و سپس به کمک ابزار مصاحبه نیمهساختاریافته، 18 نفر از خبرگان که از استادان دانشگاه و صاحبنظران فعال در حوزه مدیریت فرآیندها و همچنین افرادی که دارای سوابق تجربی در حوزههای مرتبط با بهبود نظامات و فرآیندهای کاری در سازمانهای مختلف بودند، انتخاب شدند که انتخاب آنها از طریق روش غیرتصادفی هدفمند و به روش گلولهبرفی صورت گرفت. در گام بعدی پژوهش برای تبیین الگوی ارتباطات مدیریت فرآیندهای سازمانی چابک از رویکرد مدلسازی ساختاری ـ تفسیری (ISM) استفاده شده که با ابزار پرسشنامه دادههای مرتبط جمعآوری شدند. درنهایت دادههای مده از طریق پرسشنامه به روش فرآیند رتبهبندی تفسیری (IRP) مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند.یافتهها: مبتنی بر پاسخ به سؤالهای مطرحشده در این پژوهش، ابتدا پس از طی مراحل فراترکیب و تکمیل دادههای موردنیاز از طریق تعامل با خبرگان، چارچوبی کلی از تعداد 17 متغیر اصلی بهدست آمد. مؤلفههای چارچوب اصلی پیشنهادی شامل فرهنگ متناسب، رهبری فرایندها، حاکمیت فرایند، نیروی انسانی شایسته، زیرساخت فناوری و ساختار سازمان بهعنوان عوامل توانمندسازهای سیستم، قابلیت استراتژیسازی مبتنی بر بداهه، پایداری خلاق، قابلیت سازگاری پویا، قدرت یادگیرندگی سازمانی و درک و شناخت محیطی بهعنوان قابلیتها و توانمندیهای سیستم، کنترل و پایش مستمر فرایندها، مدیریت کیفیت فرایند، یکپارچهسازی مدیریت دانش با فرایندهای سازمان و کارآمدسازی اجزای چرخه عمر مدیریت فرایند بهعنوان کنشها و اقدامات اساسی و درنهایت ارتقای شاخصهای کمّی و کیفی بهعنوان پیامد سیستم هستند. در ادامه با توجه به چارچوب مفهومی ISM شاخصهای توانمندساز و توانمندی در قالب چهار سطح طبقهبندی شدند. در گام بعدی از طریق فرآیند رتبهبندی تفسیری، شاخصها اولویتبندی شدند. با توجه به یافتههای بهدستآمده از پژوهش و بر اساس ISM مؤلفهی زیرساخت فناوری، بهعنوان یک توانمندساز مهم در بالاترین سطح در نظر گرفته شد. طبق این تحلیل، فناوری اطلاعات با نفوذی که بر همه متغیرها از جمله فرهنگ فرآیندی، نیروی انسانی و ساختار متناسب سازمان دارد، باعث تقویت روحیه یادگیری و تحول، کار گروهی و مشارکتی در سازمان و ایجاد زمینه رشد مستمر کارکنان را فراهم میآورد؛ همچنین با توجه به یافتههای فرایند رتبهبندی تفسیری، رهبری فرآیندها در اولویت اول قرار گرفت.نتیجهگیری: نتایج نشان داد زیرساخت فناوری اطلاعات بهعنوان متغیر مهمی در درون سیستم چابکی فرایندهای کسبوکار باید مدنظر قرار گیرد. از طرفی با توجه به متغیرهای عملکردی برونسیستمی موردانتظار از پیادهسازی سیستم چابکی در مدیریت فرآیندها، مؤلفه رهبری فرآیندها بر اساس تمامی متغیرهای عملکردی موردانتظار (بهجز کسب مزیت رقابتی) بر توانمندساز زیرساخت فناوری تسلط دارد؛ بنابراین سازمانهایی که خواهان چابکسازی در سیستم مدیریت فرآیندهای خود هستند، باید در مرتبه اول به ویژگیهای رهبری در فرآیندها توجه داشته باشند. پس از آن، نتایج نشان داد که درک و شناخت محیطی، نیروی انسانی آگاه و شایسته، بُعد یادگیرندگی سازمان، ساختارهای اقتضایی و متناسب، حاکمیت، استراتژیسازی مبتنی بر بداهه، زیرساخت فناوری، سازگاری پویا، فرهنگ و پایداری خلاق بهترتیب در اولویتهای بعدی باید مدنظر قرار گیرند.