نظام زبان بر علیه نظم زندان بررسی کردارهای زبانی مقاومت در رمان «هیچ دوستی بجز کوهستان» در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی
نویسندگان
1 مدرس، گروه زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان استان کردستان.
2 کارشناسی ارشد در زبانشناسی همگانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
doi
10.30473/il.2026.76767.1732چکیده
این پژوهش با هدف واکاوی کنشهای گفتمانی مقاومت در رمان «هیچ دوستی بجز کوهستان» اثر بهروز بوچانی (۲۰۱۸) انجام شد تا نشان دهد چگونه زبان میتواند نهادهای انضباطی سلطه را به چالش کشیده و به ابزاری برای بازپسگیری عاملیت تبدیل شود. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف در سه سطح متن، کنش گفتمانی و کنش اجتماعی در تلفیق با رویکرد چندزبانگی پویا است. روش پژوهش کیفی و در قالب تحلیل گفتمان تفسیری-انتقادی بوده و واحد تحلیل «پاراگرافهایی حاوی رخداد مقاومتمحور» هستند؛ یعنی نمونههایی که بیانگر تنازع زبانی میان نهاد تام و سوژۀ زندانی هستند. دادهها شامل 45 پاراگراف هستند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و از نسخۀ انگلیسی کتاب استخراج شده و مورد تحلیل قرار گرفتهاند. یافتهها نشان دادند که نویسنده با استفاده از راهبردهای گفتمانی مقاومت بهمثابه کنش بازپسگیری عاملیت و به چالش کشیدن نظم نهادی پیرامون استفاده کرده است؛ کنشی خودآگاه که در سطح فردی بر هویت و کیستی خویش پافشاری کرده و یا با گذار از این تکینگی زمینۀ بروز یا تظاهر عینی هویت جمعی و فراملی را نشان میدهد. کنشگریهای زبانی مقاومتمحور در ادبیات زندان بهشمار میآید در آن زبان نه ابزار بازنمایی تجربه بلکه کنشی فعال، مولد و عاملیتبخش است.