کنش افتراقی سؤالات پرسشنامه بیگانگی تحصیلی در دانشجویان رشتههای روانشناسی و علوم تربیتی بر اساس ویژگیهای جمعیتشناختی
نویسندگان
1 دانشیار گروه سنجش و اندازهگیری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه سنجش و اندازهگیری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استاد گروه سنجش و اندازهگیری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/jem.2024.59468.2161چکیده
مطالعات زمینهیابی که خصیصههای مکنون و حالات افراد مانند نگرش را اندازهگیری میکنند، اغلب بهمنظور افزایش دقت اندازهگیری از مقیاسها استفاده میکنند. هدف از این مطالعه بررسی کنش افتراقی (DIF) سؤالات پرسشنامه بیگانگی تحصیلی بر اساس ویژگیهای جمعیتشناختی دانشجویان در چارچوب نظریه سؤال پاسخ (IRT) بود. تحلیل کنش افتراقی سؤال (DIF) در مورد کارکرد سؤالات مقیاس، بررسی میکند که آیا در زیرگروههایی که دارای اندازه یکسانی از خصیصه مورداندازهگیری هستند، احتمال طبقات پاسخ برابر است. افراد نمونهای که پرسشنامه بر روی آنها اجرا شد، 1100 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکدههای دارای رشتههای روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاههای شهر تهران بودند. دادههای این پژوهش با استفاده از پرسشنامه بیگانگی تحصیلی (بورباچ، 1972) بهصورت طیف لیکرت با مقیاس 4 درجهای کاملاً مخالفم (1)، تا حدی مخالفم (2)، تا حدی موافقم (3)، کاملاً موافقم (4) به دست آمد. این پرسشنامه دارای سه زیرمقیاس انزوا، بیمعنایی، ناتوانی بود. بهمنظور تشخیص کنش افتراقی سؤالات پرسشنامه بیگانگی تحصیلی از رویکرد نسبت درستنمایی (IRT-LR) مبتنی بر مدل پاسخ مدرج استفاده شد. تحلیل بر اساس جنسیت و مدت اشتغال به تحصیل با چهار سؤال لنگر انجام شد. تنها 3 مورد از سؤالات بر اساس متغیر جنسیت و 2 مورد از سؤالات برای متغیر مدت اشتغال به تحصیل بعد از تصحیح بونفرونی دارای DIF معنادار شناسایی شدند. وقوع DIF در برخی از گویهها ممکن است در بافت فرهنگی دانشگاهها ریشه داشته باشد. محتمل است در برخی موارد سوگیریهای جنسیتی، نگرش اساتید، سیاستهای مدیریتی دانشگاه و بهطورکلی عدالت آموزشی منشأ احساس بیگانگی تحصیلی در دانشجویان باشد.