بررسی و نقد ترجمهی علی عباس زلیخه از کنایات شعر حافظ
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22054/rctall.2023.73184.1667چکیده
شعر حافظ فراتر از ارزشهای ادبی و هنری آن بهمثابۀ آینهدار فرهنگ و جهانبینی ایرانی شناخته شده است. ازاینرو آشنایی با آن از سوی اهالی زبان و فرهنگهای دیگر، دریچهای به ادراک هنر، فرهنگ و ذائقۀ ایرانی خواهد گشود. از این منظر، کیفیت ترجمۀ سرودههای حافظ به زبانهای دیگر اهمیت ویژهای پیدا میکند. تاکنون دستکم، نه ترجمۀ گزیده یا کامل از دیوان حافظ به زبان عربی منتشرشده که بیانگر اقبال عربزبانان به شعر و اندیشۀ حافظ است. یکی از جدیدترین این برگردانها، ترجمۀ علی عباس زلیخه است. با در نظر گرفتن این موضوع که هر عبارت کنایی، افزون بر معانی واژگانی، پیوستهایی فرهنگی، تاریخی و قومی را نیز در خود نهفته دارد، برگرداندن کنایات به زبان دیگر که در بستری متفاوت جاری است؛ یکی از دشواریهای امر ترجمه به شمار میرود. در این جستار که با روش تحلیل محتوا و به شیوۀ توصیفی-تحلیلی انجام پذیرفت، تعداد ده غزل از دیوان حافظ مشتمل بر 29 کنایه بهصورت تصادفی و با بهرهگیری از جدول اعداد کندال و اسمیت برگزیده و تحلیل شد. برآیند پژوهش نشان داد که در 8 مورد، مفهوم عبارت به طرز قابل قبولی ترجمهشده و در 21 مورد دیگر، ترجمۀ عربی با اشکال جدی مواجه است. شایان توجه است که تعداد 5 مورد از 21 مورد ترجمۀ اشتباه، ناشی از بدخوانی متن فارسی بود بهاینترتیب که مثلاً مترجم واژۀ «دُرد» را «دَرد» و واژۀ «بکِش» را «بکُش» خوانده و تبعاً بهغلط ترجمه کرده بود.