بررسی و نقد پذیرش «دیگری» در ترجمۀ ماجدة العنانی از «نون والقلم» بر مبنای مؤلفۀ منطقیسازی در نظریۀ آنتوان برمن
نویسندگان
1 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/rctall.2023.75166.1685چکیده
«دیگری» مبنای شناخت «خود» و مقدمۀ خودشناسی است. راه رسیدن به خودشناسی، ارتباط با دیگری است. زمانی میتوانیم با دیگری ارتباط برقرار کنیم که او را پذیرفته باشیم و خود را با او یگانه بدانیم. گرایشهای ریختشکنانۀ نظریهپرداز فرانسوی آنتوان برمن بر مبنای احترام به «دیگری» و خودداری از بیگانهزدایی در ترجمه شکل گرفته است. او بر آن است متن مبدأ را همانگونه که هست باید پذیرفت و انتقال داد و نباید بهدنبال شبیهسازی آن با فرهنگ خودی بود. محور دیدگاه ترجمه شناختی برمن، احترام به متن بیگانه و پذیرش دیگری و به رسمیت شناختن فرهنگ اوست. نظریۀ برمن که معتقد است نباید ریخت و ساختار متن مبدأ را تغییر داد و برابریابی ساختاری و دستوری انجام داد، درنتیجۀ شکلگیری افراطی موج مقصدگرایی در ترجمه در عصر اوست. برای نقد موضوع پذیرش دیگری بر اساس گرایش منطقیسازی، ترجمۀ خانم ماجده العنانی مترجم مصری از داستان نون و القلم جلال آلاحمد را بررسی کردهایم و در جریان بحث و بررسی نمونهها – که بهطور تصادفی انتخاب شدهاند – به این نتیجه رسیدیم که مترجم در ترجمۀ اصطلاحات فرهنگی تلاش نموده تا پایبندی خویش به متن اصلی را نشان دهد اما در برخی موارد موفق عملنکرده و فقط توانسته لفظ را بجای لفظ بدون توجه به بارِ معنایی و بلاغت آن بیاورد.