ترسیم مرز کارایی در ساختارهای دومرحلهای: رویکرد ورودی - خروجیمحور شعاعی و غیرشعاعی
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران
2 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.
doi
10.48308/jimp.13.3.195چکیده
مدلهای اولیه تحلیل پوششی دادهها به دلیل دیدگاه جعبه سیاه و بیتوجهی به فرایندهای داخلی، برای ارزیابی ساختارهای دومرحلهای مناسب نیستند. در این ساختارها ترسیم مرز کارایی و تعیین عادلانه مقدار بهینه متغیرها مهمترین چالش است. در بسیاری از مدلهای دومرحلهای موجود مرز کارایی ترسیم نشده است و یا مقدار بهینه متغیرهای میانی توسط یکی از دو مرحله تعیین میشود. این امر به محاسبه اشتباه کارایی مرحله دیگر و کارایی کل منجر میشود. درواقع در این مدلها ضعف عملکرد یک مرحله به کاهش کارایی مرحله دیگر منجر خواهد شد. در این پژوهش با ثابت نگهداشتن متغیرهای میانی در سطح فعلی و با یک رویکرد ورودی-خروجیمحور، مدلهای شعاعی و غیرشعاعی در شرایط بازده به مقیاس ثابت و متغیر توسعه داده شده است؛ سپس با استفاده از قضایای ریاضی اعتبار مدلها اثبات و نشان داده شده که در مدلهای پیشنهادی عملکرد واحدها در مراحل با واحدی روی مرز کارایی مقایسه میشود و مدلها با رساندن مراحل به مرز کارایی، کل ساختار را کارا میکنند. از مدلهای پیشنهادی در یک مطالعه کاربردی برای ارزیابی پایداری 9 زنجیره تأمین شرکتهای تولیدکننده رب گوجه استفاده شد. نتایج کارایی آنها با چهار مدل و همچنین مقدار بهینه متغیرهای واحدهای ناکارا در هر یک از این مدلها بیان شده است.