تحلیل فلسفی جایگاه مطالعات ریاضی در اقتصاد اسلامی بر اساس نظریه بنیادین حکمای اسلامی
نویسندگان
doi
10.22034/iec.2026.1986364.2570چکیده
امکان و گستره مطالعات ریاضی در اقتصاد اسلامی تابع عوامل نظری و اجتماعی آن است. این عوامل در اقتصاد اسلامی متفاوت از اقتصاد متعارفاند، اما مانعی مبنایی و فنی در مسیر کاربست ریاضیات ایجاد نمیکنند؛ زیرا موضوع اقتصاد اسلامی در عوالم سهگانه (ماده، مثال و عقل) از ابعاد قابل مطالعه ریاضی برخوردار است و ریاضیات با شاخههای نوین خود (فارغ از جایگاه فلسفی برخی از این شاخهها) میتواند در خدمت تحلیل بخش عمدهای از آن قرار گیرد . این مطلب بهمعنای حذف سایر ابعاد بهنفع بعد ریاضی یا تغییر موضوع آن بهامور ریاضی محض نیست. اقتصاد اسلامی میتواند در مطالعه ادراکات فردی و اجتماعی، کنشهای فردی و اجتماعی، امور در معرض کمیابی، عوامل مؤثر بر اراده و کنش اقتصادی، تغییرات جوهری اقتصادی و ساختاری، صفات اقتصادی، آهنگ تغییرات اقتصادی جوهری، امور کیفی -با حفظ جهات غیرمقداری آنها- پدیدههای احتمالی و امور نظری و اعتباری اقتصادی با رعایت شرائطی از ظرفیت مطالعات ریاضی (مقداری، صوری و ساختاری) استفاده کند. از لحاظ روششناختی، تحقق این مطالعات وابسته بهشکلگیری مدلهای مفهومی کلیدی در اقتصاد اسلامی و شاخصسازی براساس آن مفاهیم است. بنابراین گستره و ابعاد کاربرد ریاضیات در اقتصاد اسلامی، تابع موضوعات خاص اقتصاد اسلامی در هر بخش از اقتصاد اسلامی بوده و درنتیجه تحقق ریاضیات در آن در ذیل بخش گستردهای از محتوای نظری است که از تقلیلگرایی کمّی و صوریسازی افراطی پرهیز کرده، درعینحال از ریاضیگریزی مصون میماند. با وجود این نباید از چالش صدق در تطبیق ریاضیات در اقتصاد اسلامی غفلت نمود.