تحلیل بین‌رشته‌ای عوامل بسترساز، پیامدها و شاخص‌های سنجش تطفیف

نویسندگان
doi
10.22034/iec.2026.2076730.2958
چکیده

مقدمه: پدیده تطفیف (کم‌فروشی) به عنوان معضلی چندبُعدی، در قرآن کریم به‌شدت تقبیح شد ه و در فقه اسلامی مصداق نقض حقوق مالی (حق‌الناس) و از گناهان کبیره به شمار می‌آید. این پدیده فراتر از یک انحراف اخلاقی فردی، تهدیدی نظام‌مند برای بنیان‌های اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی جامعه است. هدف: بررسی جامع عوامل بسترساز و پیامدهای پدیده تطفیف در عرصه اقتصادی – اجتماعی و ارائه اجزای یک شاخص ترکیبی برای سنجش میزان شیوع تطفیف در جامعه است. روش‌شناسی: پژوهش حاضر با اتخاذ روش اسنادی-تطبیقی-تحلیلی و با بهره‌گیری از چارچوب‌های نظری اقتصاد، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و حقوق به تحلیل نظام‌مند ابعاد مختلف پدیده تطفیف می‌پردازد. یافته‌ها: تطفیف پدیده‌ای چندعاملی است که از تعامل متغیرهای اقتصادی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و نهادی شکل می‌گیرد. از منظر اقتصادی عواملی چون عدم تقارن اطلاعاتی، مخاطرات اخلاقی، فشارهای مالی، تورم، رکود و ضعف نهادهای نظارتی، انگیزه کم‌فروشی و کاهش پنهانی کیفیت را تشدید می‌کنند. در سطح جامعه‌شناختی، آنومی و تضعیف هنجارها و سرمایه اجتماعی به عادی‌سازی رفتارهای متقلبانه می‌انجامد و در سطح روان‌شناختی، ترجیحات غیراخلاقی، توجیه‌گری اخلاقی و محوشدن اخلاقی نقش کلیدی ایفا می‌کنند. بر این اساس پژوهش یک «شاخص ترکیبی سنجش تطفیف» مبتنی بر مؤلفه‌های کمی، کیفی، نظارتی و حقوقی برای پایش بازار و سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد پیشنهاد می‌کند. نتیجه‌گیری: تطفیف از تعامل فشارهای اقتصادی، ضعف نهادهای نظارتی، فرسایش هنجارهای اجتماعی و سازوکارهای توجیه‌گری اخلاقی شکل می‌گیرد. مقابله مؤثر با تطفیف مستلزم رویکردی جامع است که تقویت حکمرانی بازار، شفافیت اطلاعاتی، اصلاح نظام مالیاتی و ترویج اخلاق حرفه‌ای را توأمان دنبال کند.