جدل موسیقی و بیان در ترجمۀ شعر کلاسیک عربی به شعر کلاسیک فارسی

نویسندگان

1 استادیار زبان وادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی،تهران،ایران

doi
10.22054/rctall.2022.67229.1615
چکیده

این مقاله با تمرکز بر ترجمۀ شعر کلاسیک عربی به شعر کلاسیک فارسی، تأثیرات متقابلی را بررسی می‌کند که در این نوع ترجمه میان ساخت بیانی و ساخت موسیقایی شعر جریان می­یابد تا در نهایت محصول ترجمه، هم مضمون شعر عربی را منتقل کند و هم شکل شعری کلاسیک خود را شبیه­سازی کند. پرسش­ها از این قرارند که در این نوع ترجمه تعامل میان ساخت بیانی و ساخت موسیقایی شعر چه تأثیراتی بر رابطۀ محصول ترجمه با شعر اصلی دارد؟ و تعامل این دو ساخت به چه شکل­هایی در محصول ترجمه نمود می‌یابد؟ از مطالعۀ مجموعه­ای از ترجمه­های موجود با روش تحلیلی- توصیفی، نتیجه گرفته می­شود که در این نوع ترجمه، شعر فارسی به­لحاظ ساخت موسیقایی، مستقل از شعر عربی پدید می­آید؛ رعایت الزامات موسیقایی غالباً موجب می­شود ساخت بیانی در شعر فارسی از ساخت بیانی شعر عربی فاصله بگیرد. همچنین گاه باعث می­شود شعر فارسی در نحوۀ تنظیم سخن در قالب مصرع­ها و بیت­ها با شعر عربی متفاوت شود. رابطۀ شعر فارسی با شعر عربی به­لحاظ ساخت بیانی در صورتی محقق می­شود که تغییرهای بیانی در ترجمه در راستای انتقال مضمون­های شعر عربی و قابل فهم باشند. این در حالی است که قافیه‌پردازی غالباً موجب تغییرهای بیانی در محصول ترجمه می­شود. در نهایت سه گرایش غالب در این نوع ترجمه نشان داده می­شود: بازآفرینی صوری، بازآفرینی پویا و بازآفرینی آزاد.