واکاوی ترجمه ساختارهای نحوی نشاندار و بی‌نشان در ترجمه موسوی گرمارودی از خطبه جهاد براساس نظریه لمبرکت

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان وادبیات عربی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22054/rctall.2022.67405.1619
چکیده

ساختِ اطلاع و نشانداری از مباحث مهم در زبان­شناسی نقش‌گرا به‌شمار می­آید که توجه نظریه­پردازان ترجمه را به خود جلب کرده ­است. از جمله ساختارهای نحوی نشاندار، مبتداسازی وکانونی­سازی است که در آن‌ها سازة مبتدا وکانون از جایگاه اصلی خود در جمله خارج شده و در جایگاه دیگر مثلاً ابتدای جمله قرار می­گیرند. از آنجا که از منظر ساخت اطلاعی، جابه‌جایی در عناصر جمله و نشانداری، بار معنایی بیشتری را ایجاد می­کند، درک این موضوع خصوصاً در ترجمه متون دینی از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و نیازمند دقت بیشتر مترجم و شناخت و رعایت ساختار دو زبان مقصد و مبدأ است؛ زیرا ممکن است دو گزاره به لحاظ ظاهری، معنای یکسانی داشته باشند، اما به لحاظ ارتباطی و کلامی معانی متفاوتی داشته باشند. پژوهش حاضر با شیوة تحلیل محتوا و با رویکرد تطبیقی با تکیه بر نظریة لمبرکت، ترجمة موسوی گرمارودی از خطبة جهاد را از حیث ترجمة ساختارهای نشاندار مورد بررسی قرار داده ­است. نتایج نشان می­دهد مترجم به طور کلی در ترجمة این ساختارها چندان موفق عمل نکرده و اکثر این ساختارها را به صورت بی­نشان در فارسی ترجمه کرده ­است. البته این امر به روانی ترجمۀ وی لطمه نزده ­است، اما بدون شک از منظر ساخت اطلاعی به دلیل تغییر ساختارها از نشانداری به بی­نشانی، انتقال دقیق بخشی از معانی ارتباطی کلام میسر نشده ­است.