نظریه اسطوره گشتار و شیوه های ظهور آن در رمان فارسی

نویسندگان

1 هیأت علمی دانشگاه بیرجند

2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

doi
10.22059/jor.2017.115823.1150
چکیده

امروزه به تأثیر از عصر نوگرایی، نویسندگان در رمان‌هایشان صرفاً به بازروایی اساطیر گذشته نمی‌پردازند، بلکه از آن‌ها الهام می‌گیرند، ساختارشان را دگرگون می‌کنند و با اساطیر دیگر درمی‌آمیزند. نویسندگان در ارتباط بینامتنی با اسطوره‌ها، هم به الگوی خدایان و قهرمانان نخستین دست می‌یابند و هم در برخورد با مضامین اسطوره‌ای، آن‌ها را به دلخواه تغییر می‌دهند و از اسطوره‌ای به اسطورة دیگر می‌پیوندند. نگارندگان در این مقاله بر آنند تا انواع تغییرات اسطوره و مبانی آن‌ را در رمان‌ فارسی نشان دهند. بر اساس یافته‌های پژوهش، شالوده‌شکنی ساختار و معنی اسطوره، انگاره‌های وجودی و بحث فردیت و نیز مبارزه با گفتمان‌های غالب جامعه، از مهم‌ترین مبانی و زمینه‌های گشتارِ اسطوره‌ در رمان فارسی به شمار می‌رود. رمان‌‌نویسان ایرانی کوشیده‌اند تا با تلفیق اساطیر ملی و مذهبی، برهم زدن ساختار اساطیر و روایات اسطوره‌ای و نیز وارونگی آن‌ها، برخی از باورهای اجتماعی و فرهنگی جامعة معاصر را به چالش بکشند.