کاوشی انتقادی در امکان عبور از نظم دولت – ملت
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.30466/grfs.2026.56575.1158چکیده
واکاوی دگردیسیهای حاکم بر سپهر بینالملل مبین آن است که انگارهی دولت-ملت در مقامِ چارچوب سنتی انتظامبخش سیاسی، تحت تأثیرِ تکانههای اقلیمی، جهشهای فناورانه و بازتعریف تعلقاتِ هویتی، با فرسایش ساختاری و استهلاک نهادی مواجه گردیده است. بر این مبنا، ماهیت برساختهی نظمِ تاریخی مزبور در تلاقی با چالشهای نوپدید آشکار گشته و کارآمدی ارکانِ پیشین آن، مشتمل بر قطعیت مرزی، همگنی هویتی و تفوق حاکمیتی، در مسیر ساماندهی مطلوب زیست جمعی مخدوش به نظر میرسد. همچنین، غلبهی جریانهای سیال ارتباطی و تکوین سوژههایِ فراملی، بازنگری رادیکال در گرهگاههای قدرت، سرزمین و تعلق را ناگزیر ساخته و عبور از الگوی وستفالیایی را به فرآیندی چندوجهی بدل نموده است که بهطور همزمان پتانسیل بروز بیثباتی و بازتولید سویههای نوین اقتدارگرایی را در بطن خود دارد. بهموجب آن، پیافکنی الگوهای مشروعیت بخش جایگزین جهت ممانعت از ایجاد گسستهای مخرب سیاسی، محتاج عزم نظری منسجم و تخیل سیاسی جهت بازآراییِ پیوند میان انسان و فضا در قالبی مشارکتی است، بهگونهای که صورتبندیهای نوین قدرت، بهجای استمرار الگوهایِ تبعیضآمیز، موجد امکاناتی برای همبستگی جهانی و پایداری محیطی گردند.