ناهنجاری‌های دستوری- معنایی از دیدگاه لارنس ونوتی در رابطه با دو ترجمۀ مهدی سرحدی و موسی اسوار از رمان عیسی إبن الإنسان

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

3 دانشجوی کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

doi
10.22054/rctall.2021.62307.1574
چکیده

یکی از الگوهای ارائه شده جهت تحقق ترجمه‌ای شفاف و برجسته به ویژه در حوزۀ مطالعات ترجمه، الگوی لارنس ونوتی (1995) است. وی ابتدا با طرح مؤلفه‌هایی تحت عنوان آشنایی‌زدایی و غرابت‌زدایی به چگونگی انتقال پیام در چارچوبی شفاف و واضح خاصه در شرایطی استثنائی می‌پردازد، سپس با در نظر گرفتن روابط فرهنگی- تاریخی و ساختاری میان دو زبان، اقدام به ساده‌سازی مفاهیم پیچیده می‌کند؛ که مترجم در این مرحله با تکیه بر منطق و استدلال از طریق عواملی چون تعدیل، تفسیر، اشتراک و نهایتاً انتقال، فرآیند ساده‌سازی را در متن ترجمه اعمال می‌کند. در مفهوم کلی‌تر، ساده‌سازی به معنای شکستن جملات یا عبارت‌های طولانی و جانشین‌سازی جملات کوتاه به جای آن‌ها و کاهش دادن عبارات تکراری است. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی درصدد است دو ترجمۀ مهدی سرحدی و موسی اسوار از رمان عیسی إبن الإنسان از آثار جبران خلیل جبران را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد تا به میزان بازتاب الگوی بیان شده در ترجمه‌های مورد بررسی دست یابد و ترجمۀ دقیق‌تر و مقبول‌تر را معرفی کند. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که نظریۀ لارنس ونوتی با همه مؤلفه‌ها (آشنایی‌زدایی، غرابت‌زدایی، آشنایی‌زدایی دستوری- نحوی و آشنایی‌زدایی معنایی) مطابقت داشته و ترجمۀ موسی اسوار در زمینه آشنایی‌زدایی و ترجمۀ مهدی سرحدی در حوزۀ غرابت‌زدایی، بیشترین بازتاب را داشته است.