ترجمۀ عناصر بافت برونزبانی در جلد اول «الکتاب» سیبویه
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/rctall.2020.47877.1425چکیده
زبانشناسان معاصر برای دریافت معنا و دلالت واژه، دو دیدگاه کاملاً متفاوت دارند؛ برخی معتقدند معنا، تنها در ارتباط با دیگر واژهها و در جهان زبان به دست میآید و برخی نقطه مقابل این دیدگاه قرار دارند و بر این باورند که علاوه بر جهان زبان باید جهان خارج از زبان را نیز مورد بررسی و تحلیل قرار داد تا معنای دقیق جمله حاصل شود. بنابراین، بافت غیرزبانی که همان بافت موقعیتی خوانده میشود از اهمیت والایی برخوردار است. نکتۀ حائز اهمیت اینجا است که دانشمندان اسلامی و در این میان سیبویه به عنوان اولین دستورنویس عربی به بافت و سیاق توجه ویژهای داشته است. او اصطلاح سیاق را بهکار نبرده، اما در «الکتاب» به اسالیب و واژههایی برمیخوریم که امروزه تحت عنوان سیاق خوانده میشود. این مقاله سعی دارد تا به روش توصیفی- تحلیلی ردپای سیاق را در «الکتاب» و عوامل دخیل در تعبیر جملهها برشمارد، سپس به ترجمۀ آنها بپردازد. نتایج این بررسی نشان میدهد سیبویه علاوه بر بافت زبانی برای متکلم و مخاطب و شرایط صدور کلام نیز اهمیت زیادی قائل شده است، چراکه مخاطب «الکتاب» دو گونه است؛ مخاطبی که در کنار متکلم است و در عبارات حضور دارد و مخاطبی که خارج «الکتاب» است. متکلم نیز به دو صورت ضمیر غائب و مخاطب ظاهر شده است. بنابراین، پیشنهاد میشود در فرآیند ترجمه، این ضمایر به مرجوعات آنها برگردان شود.