بازشناسی تحولات فضاهای عمومی شهری در ایران بعد از اسلام (از دوره صفوی تا امروز)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی اسلامی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 استاد گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
doi
10.30466/grfs.2025.56148.1113چکیده
شهر، بازتابی از فرهنگ، ارزشها و ساختارهای اجتماعی مردمان هر سرزمین است و فضاهای عمومی، بهعنوان یکی از عناصر اساسی آن، نقش مؤثری در شکلگیری روابط اجتماعی، هویت شهری و تحقق عدالت فضایی ایفا میکنند. این فضاها جهت افزایش تعاملات میان انسانها و نیز تقویت روحیه هم پیوندی میان ایشان مورد توجه قرار میگیرد. از سویی شهر بهواسطه انسانهای آفریننده آن در ارتباط مستقیم با فرهنگ، ارزشها، اعتقادات و ویژگیهای اجتماعی مردمان یک سرزمین شکل گرفته و معنا مییابد. مقاله حاضر با استفاده از تحلیل و آنالیز ادبیات موضوع گسترده در قالب مقالهای توصیفی-تحلیلی و با رویکرد قیاسی نگارش شده است. روش گردآوری اطلاعات بهصورت اسنادی میباشد. این بررسیها در چهار دوره تاریخی صفویه، قاجار، پهلوی و انقلاب اسلامی صورت گرفته است و در هر دوره فضاهای عمومی اصلی از دیدگاه اسلامی و همچنین فضاهای عمومی جدید تعریفشده مبتنی بر جهانبینی اسلامی به همراه تغییرات کالبدی، عملکردی و معناییشان مورد تجزیهوتحلیل قرارگرفتهاند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در اسلام بیش از هر چیزی به اجتماعی بودن فضاهای عمومی اهمیت دادهشده است و به هر میزان که این فضاها برای همگان در دسترس باشند از مطلوبیت بیشتری برخوردارند. فضاهای عمومی همچون تکایا، حسینیهها و مصلیها نیز دستاورد جهانبینی اسلامی در ایران هستند که نشان از مذهبیتر شدن مردم دارد. همچنین روشن شد که دوره صفویه بیشترین همخوانی را با مؤلفههای فضای عمومی اسلامی نظیر دسترسی همگانی، پیوند آیینی و کارکردهای مشارکتی داشته است و در مقابل، در دوره پهلوی با غلبه الگوهای مدرنیستی، کارکردهای اجتماعی و هویتی فضاهای عمومی بهشدت کاهشیافته است. در پایان پژوهش بر لزوم بازآفرینی فضاهای عمومی مبتنی بر هویت اسلامی–ایرانی، پاسخگویی به نیازهای نوین شهروندان و تلفیق عقلانی الگوهای بومی با تحولات جهانی تأکید میکند.