نقد و بررسی جلوه‌های بازنویسی در چهار اپیزود ترجمۀ بلعمی از تاریخ طبری

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

doi
10.22054/rctall.2020.44698.1442
چکیده

جولان آزاد زبان مترجم و به‌کارگیری مؤلفه­های بازنویسی یکی از مهم‌ترین علل پیدایش رویکرد ترجمۀ تألیفی در ادبیات فارسی و عربی کلاسیک است. مترجمان در این شیوه به مانند شیوۀ آزاد و ارتباطی از ترجمۀ برابر، معادل و طوطی­وار که اغلب گنگ و نامفهوم است، اجتناب می‌کنند. شیوه بازنویسی در ترجمۀ کهن فارسی از عربی به دلیل عدم رعایت قوانین و معیارهای علمی ترجمه و مقاصد آرمان‌گرایانه به طرز وسیعی به‌کار گرفته شد و مترجم بدون رعایت امانت‌داری با تکیه بر مقوله بازنویسی و سازوکارهای آن به تغییرات متعددی در متن ترجمه در قیاس با متن اصلی می­پرداخت. پژوهش حاضر در تلاش است مفهوم و جلوه­های بازنویسی را در چهار اپیزود از تاریخ بلعمی (نحوۀ کشته شدن سیاوش، بنای شارستان کاووس، به آسمان رفتن کاووس، ترک فرمانروایی توسط کیخسرو) با توجه به مبحث بازنویسی «آندره لفور» مورد بررسی قرار دهد تا به جلوه­ها و کارکردهای شیوه­ بازنویسی در ترجمۀ بلعمی دست یابد. نتیجه نشان می­دهد یکی از علل ماندگاری ترجمۀ بلعمی که به اسم مترجم شناخته می‌شود نه نویسنده به‌خاطر وجود جلوه­های متواتر مفهوم بازنویسی است و مترجم با شیوه­هایی نظیر اقتباس، تعدیلات ساختاری، حذف و فشرده­سازی و گاهی اطناب اثری متفاوت از طبری خلق کرده است.