مفهوم‌سازی استعاری خود‌ستایی‌های خاقانی بر اساس نظریۀ استعارۀ مفهومی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2022.347517.1873
چکیده

خاقانی شاعری است خود­ستا؛ به‌طوری‌که کمتر شعری را می‌توان یافت که او سخن از برتری خود نگفته باشد. یکی از دلایل خودستایی‌های خاقانی را عقدۀ حقارت بیان کرده‌اند. در روزگاران گذشته، سطح اجتماعی و اقتصادی خانواده در تعیین جایگاه افراد در جامعه، مؤثر بوده است. از آن­جا که خاقانی خانواده‌ای ثروتمند نداشته مورد بی‌توجهی واقع می‌شده است؛ بنابراین یکی از دلایل خودشیفتگی او، عقده حقارت است. دلیل دیگر، وجود رقیبانی است که از شاعر بدگویی می­کرده­اند در نتیجه شاعر مجبور به بیان شایستگی­های خود بوده است. نظریۀ استعارۀ مفهومی که با آراء لیکاف و جانسون آغاز شد، ثابت کرد که استعاره در تفکر نیز نمود می­یابد. نظام مفهومی که بر اساس آن می­اندیشیم و عمل می‌کنیم ماهیتی استعاری دارد. محیط زندگی، حوادث زندگی، تجربه، فرهنگ و غیره بر افکار و احساسات انسان تأثیر گذاشته در کلام او منعکس می­شود؛ بنابراین با مطالعه آثار یک شاعر یا نویسنده می­توان به اندیشه‌های آن شاعر یا نویسنده دست یافت. در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است، ضمن معرفی نظریۀ استعارۀ مفهومی، نگاشت‌های استعاری مربوط به خودستایی استخراج شده است. شاعر برای عینی کردن مفاهیم مربوط به خودستایی از مفاهیم حوزه­های زیر به ترتیب بسامد بهره گرفته است: مفاهیم حوزۀ خانواده و نظام اجتماعی (31 مورد)، پادشاهی (۱9 مورد)، طبیعت (۱6 مورد)، حوزۀ دین (15 مورد)، حوزۀ نجوم (4 مورد)، حوزۀ پزشکی (4 مورد)، حوزۀ پیشه­وری (4 مورد)  و ... .