واکاوی مؤلفه‌های نظریۀ معنادرمانی ویکتور فرانکل در اشعار فروغ فرخزاد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران

doi
10.22059/jlcr.2023.339552.1817
چکیده

هدف و معنای زندگی، در حال حاضر یکی از مهم‌ترین سؤالات انسان است. ویکتور فرانکل نظریه‌پردازی است که در شیوۀ روان‏درمانی خود، یعنی معنادرمانی، از رهگذر تجربیات سختی که داشته به این پرسش پاسخ گفته است. هدف معنادرمانی کشف و دریافت معنا از رهگذر سه مؤلفه می­باشد: ارزش­های تجربی، ارزش‌های خلاق و ارزش نگرشی. هدف از پژوهش حاضر بررسی مؤلفه‌های معنادرمانی در شعر فروغ فرخزاد است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است. جامعۀ آماری در این تحقیق مجموعه آثار شاعر به‌طور کامل است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که «عشق» از اساسی‌ترین مفاهیم در شعر فروغ، از مؤلفۀ ارزش تجربی است و بستر بسیار مهم مکتب معنادرمانی‌ در معنابخشی‌ به زندگی‌ انسان است. شاعر و فرانکل هر دو بر این باورند که در پرتو عشق، زندگی‌ انسان معنا می‌‌یابد و خودشناسی‌ رقم می‌‌خورد و استعدادهای‌ انسان شکوفا می‌شود و جنبۀ شهودی‌ آن، تقابل با عقل را سبب می‌شود. شاعر در اشعار خود نه‌تنها درک بشر را در دریافت اسرار هستی‌ و خودشناسی‌ ناتوان می‌‌یابد بلکه بر این باور است که انسان باید این ناتوانی‌ را در نظر بگیرد و به همین سبب ضمن اشاره به ناتوانی‌ انسان در درک خود و هستی‌ با فراخواندن به شادی‌ و رضایتمندی‌، زندگی‌ را معنا می‌بخشد. شاعر به زمان و گذرایی‌ آن و زندگی‌ انسان در بستر آن توجه خاص دارد و ضمن پذیرش غم و رنج در ظرف زمان، انسان را همواره به بهره‌یابی‌ از فرصت‌ها و عمر فراخوانده‌اند. این رویکرد در اندیشه فرانکل نیز نمود آشکار دارد. معنادرمانی‌ با در نظر گرفتن گذرایی‌ هستی‌ به جای‌ بدبینی‌ و انزوا، انسان را به کوشش فرا می‌‌خواند.