فضای سوم و پدیده فراملت در شهر ـ ناحیه های پسا استعماری

نویسندگان
doi
10.18869/acadpub.serd.5.18.1
چکیده

فضا به عنوان یکی از واقعیت­های جهان مادی، تاکنون اندیشه­ورزی­های پردامنه­ای را برانگیخته است. ادوارد سوجا در پس فضااندیشگی خود، برای فضا سه بعد برشمرده است: نخست "فضای فیزیکی" ، دوم "فضای ذهنی" و سوم "فضای اجتماعی" . فضای سوم، فضایی است که از طریق آن شهروندان با شکل­دهی حرکتی موسوم به "فراملت" از خواست­های دولت به روشی ظریف امتناع می­ورزند. در این مقاله، تلاش شده است تا پس از تبیین مفهوم "فضای سوم" و شرح مصادیقی از نواحی روستایی ایران، به بحث "فراملت" و چگونگی ارتباط آن با مقوله­ی فضای سوم پرداخته شود که در این خصوص، حرکت فراملتِ حاصله از فضای سوم در شهر-ناحیه­های پسااستعماری بمبئی، ژوهانسبورگ و سنگاپور نیز تحلیل شده است. گرچه" عقاید گروه­های حاکم در هر عصری ایده حاکم است و گروهی که حکمرانی نیروی مادی جامعه را دارند، همزمان حاکم نیروهای فکری نیز هستند، اما در شهر-ناحیه­های پسااستعماری، ایده­های حاکم نه در رقابت آشکار با واقعیت متمرّد شهر- ناحیه پسااستعماری، بلکه با ظرافت خاص، خود را حاکم کرده است. در نتیجه فضای سومی ایجاد شده است که ماهیت متمرّدانه و پویای "فراملت" را نهفته دارد. سه فرم متفاوت فضای اجتماعی و فضای سوم سه شهر-ناحیه بمبئی، ژوهانسبورگ و سنگاپور مبیّن این است که شهروندان می­توانند ساختارها را در راستای تضعیف، رفع و حذف محدودیت­های تحمیلی، جهت­دهی کنند. در بمبئی این فضا خود را به صورت اختلاط، در ژوهانسبورگ در غالب فضای زیرزمینی و در سنگاپور با تمرّد زبانی نشان می­دهد. از طریق فضای سوم، شهروندان امیال و خواست دولت­ها را دور می­زنند و منبع جنبشی موسوم به فراملت به ویژه در جایی هستند که رقابت آشکار با خواست قدرت حاکم به دلایل مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میسر نیست.