نقد و ارزیابی ترجمة محمد دشتی از نهجالبلاغه براساس مدل گارسس (1994) (مطالعه موردی: ترجمة خطبه اول و حکمتهای 1 تا 20)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، آذربایجان، ایران.
3 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، آذربایجان، ایران
doi
10.22054/rctall.2020.40522.1375چکیده
نهجالبلاغه از منابع مهم و معتبر دینی است که از زمان تدوین آن تاکنون با اقبال صاحبان دانش و فضل روبهرو شده است و مترجمان متعددی با هدف تبیین و تشریح این شاهکار گرانقدر امیرالمؤمنین (ع) به ترجمۀ آن پرداختهاند. اما سؤال اینجا است که این ترجمهها تا چه حد توانستهاند اعجاز، قدرت و گیرایی کلام امیر (ع) را به نحو احسن به جامعه فارسیزبان معرفی و منتقل کنند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف ارزیابی کیفیت ترجمه صورت گرفته از نهجالبلاغه توسط محمد دشتی، انجام گرفته است. در میان الگوهای متعدد ارزیابی کیفیت ترجمه، الگوی گارسس که در مقایسه با الگوهای پیشنهادی دیگر به نسبت جامعتر است به منزله چارچوب پژوهش درنظر گرفته شده است. این الگو چهار سطح معنایی -لغوی، نحوی- واژه شناختی، گفتمانی- کارکردی و سبکی- منظورشناختی (عملی) را شامل میشود. هرکدام از این سطوح، دارای زیرگروهها و اجزای خاصی هستند که متون ترجمه شده براساس آنها ارزیابی میشوند. در این پژوهش، ترجمۀ خطبه اول و حکمتهای 1 تا 20 از مترجم نامبرده برای ارزیابی کیفی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته است و پس از تعیین میزان فراوانی هر یک از زیرگروههای موجود در سطوح چهارگانه طبق الگوی گارسس، نتایج به صورت نمودار نشان داده میشود. نتیجه ارزیابی براساس تکنیکهای مثبت، منفی و خنثی بیانگر این است که ترجمۀ دشتی دارای معیار مقبولیت بوده و از کیفیت به نسبت بالایی برخوردار است. براساس 3 حوزه افزایش، مانش و کاهش در ترجمه، ترجمۀ دشتی در حوزه افزایش، بسامد بیشتری دارد؛ زیرا ترجمۀ این شاهکار ادبی که دارای فصاحت و بلاغت بوده به صورت روان و محتوامحور به انجام رسیده است و مخاطب در فهم آن با چالش چندانی در درک موضوع مواجه نمیشود و روش وی یک روش مقصدگرا بوده است.