تحلیل مقایسهای عوامل سازندة ابهام در کتاب سیبویه و ترجمة آن بر اساس عناصر انسجام دستوری
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/rctall.2019.45847.1414چکیده
عوامل انسجام متن به عنوان یکی از دستاوردهای زبانشناسی نقشگرا، از ابزارهای کاربردی برای سنجش و تحلیل متن به شمار میآید. از جمله متونی که از دیرباز مورد توجة جامعة بینالمللی واقع شدهاست و در عین حال، به دشواری و دیرفهمی شهره یافته، الکتاب سیبویه است. نظر به اهمیت این اثر در مطالعات زبانشناسی و ضرورت فهم دقیق و درست آن از یک سو، و اما و اگرهای موجود برای بازگردان این اثر به زبان فارسی از سوی دیگر، این پژوهش میکوشد با روش توصیفیـ تحلیلی و با تکیه بر برشهایی از جلد اول الکتاب، به کمک ابزارهای انسجام دستوری متن، به شناسایی عوامل سازندة ابهام در این کتاب بپردازد. سپس نحوة بررسی انتقال این عوامل را در ترجمة موجود از جلد اول بررسی و تحلیل نماید. یافتههای پژوهش حاکی از این است که استفادة حداکثری از پتانسیل زبان عربی در بهکارگیری ضمایر و عبارتهای اشاری و حذفهای مکرر، آن را تبدیل به یک شاخصة سبکی نزد سیبویه کردهاست و دیریابی مرجوعات در ارجاعات درونمتنی با اسباب مختلف، از جمله چندمرجوعی، احتیاج به دانش پیشزمینهای، تغییر جنسیت مرجوع، وجود فاصلة زیاد بین ارجاع و مرجوع آن و... از سوی دیگر، بسامد بالای ارجاعت برونمتنی و حذفیات به قرینههای معنوی که خود مستلزم حرکت رو به جلو در متن، دانش پیشزمینهای و... است، کتاب سیبویه را تبدیل به یک متن دشوار و سراسر مبهم کردهاست. در فرایند ترجمه، این صورتهای زبانی با مرجوعات آنها جایگزین و از ابهام آن کاسته میشود، هرچند این رویکرد منجر به محو کردن شاخصة سبکی سیبویه در متن مقصد میگردد.