تأثیر جهان‌بینی ژان ژاک روسو، کانت و انقلاب کبیر فرانسه بر کلایست در نوول زلزلۀ شیلی

نویسندگان

1 دکتری زبان آلمانی دانشگاه تهران

2 استادیار زبان و ادبیات آلمانی، دانشکدة زبان و ادبیات واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد

doi
10.22059/jor.2017.204005.1370
چکیده

نوول زلزلۀ شیلی نه فقط مبین جهان‌بینی، بلکه تبیین شکست و ناتوانی فرد در برابر نهادهای اجتماعی،سرنوشت و بلاهای طبیعی است.کلایست نیل به حقیقت را اصل زندگی‌اش می‌داند. او به انقلاب اعتقاد ندارد و بر این باور است که به‌جای انقلاب به یک دگرگونی عمیق اجتماعی نیاز است و این با آموزش از سوی جامعه شکل می‌گیرد. کلایست در "زلزلۀ شیلی"، جهان را افسارگسیخته می‌نگارد. او یأس، بی‌اعتمادی، بی‌عدالتی اجتماعی، نابودی ارزشهای انسانی و... را ناشی از ضعف عامۀ مردم و عملکردهای هدف‌دار و نادرست نهادهای قدرت می‌داند. او در این نوول با انتقاد شدید از نهادهای قدرت، آنها را عامل تباهی ارزش‌های انسانی، نابودی بشریت و کرۀ خاکی می‌داند. جهان‌بینی، تفکرات و بینش عدل الهی کلایست اغلب برگرفته از آثار ژان ژاک روسو، کانت، ولتر و لایب‌نیتس می‌باشد. خلق این اثر به‌وسیلۀ کلایست پیش و پس‌زمینه‌های عمیق دگرگونی اجتماعی را در ذهن مخاطب به تصویر می‌کشد؛تصاویر و انگاره‌هایی که نویسندۀ مقاله را بر آن داشت تا با تحقیقات کتابخانه‌ای این افکار را واکاوی و پیش‌ روی مخاطب قرار دهد.