تحلیل ساختاری و سبکی نامة دهم نهج‌البلاغه بر اساس نظریة کنش‌گفتار جان سرل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار علوم سیاسی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار حقوق، دانشگاه امام حسین (ع)، تهران، ایران

doi
10.30473/il.2022.57050.1468
چکیده

نوشتار حاضر با هدف درک معانی ضمنی و تعیین و دسته‌بندی انواع کنش‌های گفتاری به‌کار رفته در نامة دهم نهج‌البلاغه، در کنار ویژگی‌های سبکی، ویژگی‏های ساختاری آن را بر اساس نظریۀ تحلیل گفتمان سرل (1969) مورد تحلیل قرار داده است. به این منظور ابتدا متن نامه براساس نسخۀ صبحی صالح (2004) به پاره‏گفتارهایی تقسیم شد و سپس نوع کنش هر پاره‏گفتار مشخص گشت. یافته‏های تحقیق نشان می‏دهدکه از مجموع 22 کنش گفتاری، کنش اظهاری با تعداد 8 مورد و کنش ترغیبی با تعداد 7 مورد و کنش عاطفی با تعداد 6 مورد به ترتیب بیشترین کنش‏های به کار رفته در این نامه می‏باشند. در این نامه 1 مورد کنش اعلامی به‌کار رفته‌است و کنش تعهدی به کار نرفته است. فراوانی دو کنش اظهاری و ترغیبی در این نامه نشانگر این است که امام علی (ع) سعی داشت از طریق «هشدار دادن»، «دستور دادن»، و «نصیحت کردن» معاویه را از جنگ باز دارد. در این نامه هر کنش با سبک و ساختار مشخص بیان شده است و نوع کلمات و ساختار جملات هماهنگ با کنش به کار رفته است.