تحلیل اولین سخنرانی رؤسای جمهور پیشین ایران و آمریکا دربارة برنامة جامع مشترک (برجام) از دیدگاه دستور نقشگرای هلیدی
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی همگانی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبانشناسی همگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
3 استادیار زبانشناسی همگانی، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
doi
10.30473/il.2022.60796.1484چکیده
پژوهش حاضر با هدف تحلیل انتقادی اولین گفتمان ترامپ و حسن روحانی دربارة برنامة جامع مشترک (برجام) در تاریخ ۱۳ اکتبر ۲۰۱۳ از دیدگاه دستور نظاممند (مایکل هلیدی، 1985) انجام شده است. در این راستا، متون اولین سخنرانیهای رؤسای جمهور ایران و آمریکا بررسی شد. در انجام این پژوهش علاوه بر تحلیل کیفی، از بررسی کمّی، شامل محاسبۀ فراوانی و آزمونهای آماری منویتنی نیز استفاده شده است. تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش نشان میدهد سخنرانی هر دو رئیسجمهور خالی از ایدئولوژی نیست و آمریکاستیزی در گفتمان روحانی و ایرانهراسی در گفتمان ترامپ نمایان است. در سخنان هر دو رئیسجمهور برجستگی نکات مثبت خودی و نکات منفی دیگری مشهود است و هر دو درصدد بودند یکدیگر را مقصر اوضاع نابسامان منطقه نشان دهند. روحانی بر وحدت ملی، نقش سپاه پاسداران در یاری رساندن به مردم مظلوم منطقه، و نقش حکومت ایران در ایجاد صلح و آرامش در منطقه تأکید داشت درحالیکه ترامپ به جاهطلبی ایران در توسعۀ انرژی هستهای و نقش مخرب سپاه در برافروختن آتش درگیری و بیثباتی در منطقه اشاره میکند. دستور نقشگرایی بهتنهایی میتواند از پس تحلیل انتقادی گفتمانهای سیاسی برآید. همچنین این مدل زبانی با کمک سه فرانقش تجربی، بینافردی و متنی میتواند سخنان هر دو رئیسجمهور را تحلیل و براساس عناصر موجود در هر یک از فرانقشها از قبیل کاربرد ضمیر، زمان، افعال وجهی، فرایندها و آغازگرهای بهکاررفته در هر دو متن، ایدئولوژی نهفته در پس هر یک را شناسایی و اهدافشان را مشخص کند.