بازکاوی ترجمة عبداللّطیف تسوجی از داستان بنیادین هزار و یک شب بر اساس الگوی ژان رنه لادمیرال

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات عربی دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان

2 دانشیار زبان و ادبیّات عربی دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان

3 دانشیار زبان و ادبیّات عربی دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان

doi
10.22054/rctall.2016.7216
چکیده

ژان رنه لادمیرال نظریه‌پرداز نامدار فرانسوی، مؤلّفه‌هایی را برای رویارویی با مشکلات ترجمه برمی‌شمارد که مترجم باید آن‌ها را بشناسد و به آن‌ها عمل کند. این نظریه‌پرداز مقصدگرا معتقد است که محدود نمودن ترجمه به رمزگردانی ساده نادرست است و ترجمه باید با بازنویسی همراه باشد و مترجم در آن به تولید معنا یا آفرینش مجدّد بپردازد. جستار پیش ‌رو می‌کوشد که با روش توصیفی‌ـ تحلیلی، ترجمة تسوجی را از داستان بنیادین هزار و یک شب بر اساس نظریة کاربردی لادمیرال نقد و بررسی نماید و نحوة عملکرد مترجم را در برگردان متن مبدأ ارزیابی نماید. نگارندگان این مقاله با پذیرش این اصل که مناسب‌ترین شیوه برای برگردان کتاب هزار و یک شب، شیوة مقصدگرا و آزاد است که به معنا و مفهوم توجه می‌کند نه به واژگان و عبارت‌ها، نظریة لادمیرال را منطبق‌ترین نظریه با این اصل دانسته‌اند. بنابراین، مؤلفه‌هایی را که لادمیرال برمی‌شمارد، معیار اصلی بررسی و سنجش نقاط ضعف و قوّت ترجمة تسوجی قرار داده‌اند. نتیجة پژوهش نشان می‌دهد که ترجمة تسوجی مطابق با این اصل، هم‌سویی چشمگیری با نظریة لادمیرال دارد و مترجم توانسته ضمن توجه به بازآفرینی و زایش معنا ـ جز در موارد اندکی ـ اثری زیبا و متناسب با بافت فرهنگی زبان مقصد ارائه نماید.