ارزیابی انتقادی باورهای رایج در حوزۀ مطالعات تصریح از منظر زبان‌شناسی شناختیِ اجتماعی: گامی در مسیر مفهوم‌سازی مجدد تصریح در ترجمه

نویسندگان

1 استاد زبان‌شناسی، دانشگاه تهران، ایران

2 دانش‌آموختۀ دکتری زبان‌شناسی، دانشگاه تهران، ایران

doi
10.30473/il.2022.57338.1437
چکیده

در این پژوهش می‌کوشیم با بهره‌گیری از دستاوردهای زبان‌شناسی شناختیِ اجتماعی، دو باور رایج در حوزۀ مطالعاتی تصریح ترجمه‌ای را ارزیابی انتقادی کنیم. باورهای دو‌گانۀ طرح و نقد ‌شده در این مقاله عبارت‌اند از: 1) می‌توان واحدهای زبانیِ مستقل از بافت را بر اساس میزان صراحت آنها درجه‌بندی کرد. 2) تصریح نوعی مشخص‌سازی است. در ارزیابی باور اول با کاربست تحلیل کیفی این نتیجه حاصل شده است که درجه‌بندی صورت‌های زبانی بر حسب میزان صراحت آنها، بدون در نظر گرفتن بافت و دانش دایرة‌المعارفیِ مشترک میان اعضای جامعه امکان‌پذیر نیست. در نقد باور دوم با تحلیل ثانویۀ داده‌هایی که در پژوهش‌های پیشین نقل شده‌اند، نشان داده‌ایم که تصریحِ معنی، منحصر به عملیات تعبیرگریِ مشخص‌سازی نیست و دگرگونی در دیگر عملیات‌های تعبیرگری نیز منجر به تصریح ترجمه‌ای می‌شود؛ دگرگونی‌هایی که متناسب با زبان-فرهنگ مقصد به کار بسته می‌شوند. بنابراین، این باورها قابل اتکا به نظر نمی‌رسند، و غلبۀ آنها بر پژوهش‌های حوزۀ تصریح مانع از بازشناسیِ دیگر مصداق‌های بالقوۀ تصریح و تبیین آنها شده است. نظر به اتکاناپذیری باورها و رویه‌های پیشگفته، پیشنهاد می‌شود که پژوهش‌های حوزۀ تصریح بدون اتکا به این باورها و با توجه به انگیزه‌های شناختی-اجتماعی وقوع این تغییر ترجمه‌ای و تنوع فرایندهای مفهوم‌سازی دخیل در آن انجام‌پذیرند