لزوم بازنگری در رویکرد تثبیت قیمت در ایران: سیاست ‏های متعارف در مقابل سیاست ‏های نامتعارف

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22034/pbr.2025.530043.1546
چکیده

در حالی که متوسط تورم کشورهای جهان طی سه دهه اخیر فقط 7 /6 درصد بوده، اقتصاد ایران میانگینِ تورم 20 درصد را تجربه کرده است. چرا سیاست‏گذاران موفق به مهار تورم نشده ‏اند؟ برای پاسخ باید به دو ویژگی توجه شود. از یک سو تورم ایران همانند تورم‏های گذشته آمریکای لاتین به واسطه نظام ارزیِ نامناسب به «تورم متوسط مزمن» بدل شده است. از سوی دیگر، سیاست‏های دستوری و انواع سرکوب‏های اقتصادی، «تورم سرکوب‎‏شده انباشته‏ شده»‏ای شبیه کشورهای اروپای شرقی ایجاد کرده است. با این شرایط، برنامه‏ی صحیح تثبیت قیمت کدام است؟ با جمع ‏آوری داده‏های فصلی چهار دولت هشت‏ساله بعد از جنگ (1368:3-1400:2)، به شناسایی لنگر اسمی برای مهار تورم (علیت نامتقارن) و سنجش کفایت آن (نظریه مقداری پول) پرداخته شد. تغییرات در تورم متوسط مزمن ایران با تغییرات در متغیرهای پولی رخ داده است. در مقابل، نرخ ارز علت دوره‏های تورم نبوده، بلکه فقط به عنوان نگه‏دارنده موقتی تورم عمل کرده است. همچنین در تمام دولت‏های هاشمی، خاتمی، احمدی‏نژاد و روحانی از نظر آماری رابطه یک‏به‏یک بین تورم و نقدینگی وجود داشته است. پس لنگر پولی توان کامل برای مهار تورم را دارد و لازمه‏ی مهار تورم، تغییر رویکرد به دیدگاه ارتدکس است. پنج دهه تثبیت نرخ ارزمحور، تورم ایران را از مسئله جریانی به مسئله متغیرهای ذخیره‏ای (سرکوب‏شده انباشته‏ شده) بدل کرده و اکنون حل آن منوط به اصلاحات ساختاری بودجه‏ای و ارزی است. سیاست‏گذاران باید از این دام رها شوند که معمولا در گفتار بر نقدینگی و در عمل بر نرخ ارز تمرکز داشته ‏اند.