تحلیل انتقادی نمادپردازی در مجموعه شعر نافه فریدون توللی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقّق اردبیلی، اردبیل، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jlcr.2022.337241.1797
چکیده

بیان تجربه‌ای فراتر از تجربۀ معمول حیات، ماهیتی حقیقی، اما تعریف­ناپذیر به ­کلام می­دهد که انتقالش به مخاطب، تنها با یاری­گرفتن از قابلیت­ دنیای نامتناهی کلمات و ظرفیت‌ نهفته در حلقۀ معنایی تنیده شدۀ اطراف آن­، ممکن می­گردد و این­گونه کلام تعریف­ناپذیر در فضای نمادین پرورده می­شود و قابلیت بازگویی می­یابد. با نگاهی گذرا بر آیین­­، سنت­ها و عقاید و ادبیات ملل مختلف، زندگی بشر را سرشار از نماد و نمادگرایی می­بینیم؛ از آنجا­که نمی­توان اثر هنری را متمایز از محیط اطراف خویش تصور کرد، لذا کاربرد گستردۀ نماد در ادبیات که تصویرگر جوانب گوناگون زندگی بشر است، دور از ذهن به­نظر نمی­آید. در پژوهش حاضر با نگاهی به اشعار فریدون توللی در مجموعۀ نافه از دریچۀ نمادپردازی، ضمن بیان کارکردهای نماد و کلام نمادین، سعی بر این است که با وجود اذعان شاعر بر به‌کار نبستن نماد در اشعارش و تصریح جمعی از پژوهشگران به نمادگریزی در اشعار او، نشانه­های بارز نمادپردازی در کلام وی آشکار گردد و با برجسته­کردن کاربردهای نمادین، افق­های روشنی پیش روی مخاطبان و علاقه‌مندان به ادبیات، به­ویژه اشعار وی قرار گیرد، از این ‌رو، در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، افزون بر بیان این نکته که توللی علاوه بر مسایل سیاسی- اجتماعی، در بیان مفاهیم تغزلی نیز از نماد بهره گرفته است، به تشریح این مسئله پرداخته­ایم که گرایش به کاربرد نماد در آثار ادبی همواره از جنبۀ خودآگاه ذهن سرچشمه نمی­گیرد و نگارنده پیوسته آگاهانه درصدد کاربرد نماد برنمی­آید که به‌قطع بتواند از کاربردش مانع شود؛ لذا توللی و آثارش نیز از این امر مستثنا نیستند؛ چنان­که نگاهی به نمادهای این مجموعه به­روشنی بیانگر این موضوع است؛ به­ویژه نمادهای شخصی و خصوصی که تنها به خود شاعر اختصاص دارد و ساخته و پرداختۀ ذهن او و در عین حال بازگوکنندۀ افکار و اندیشه­های نابی که ناخواسته شکل نمادین به ­خود گرفته است.