اسلوب تصریح و تبیین در ترجمه ی قرآن (بررسی موردی ترجمه ی فیضالإسلام)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید چمران اهواز
2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید چمران اهواز
3 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید چمران، اهواز
4 استاد زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.22054/rctall.2016.5028چکیده
از آنجا که هدف از ترجمة متون دینی، تفهیم هرچه بهتر و بیشتر مفاهیم و معارف ناب دینی و اسلامی به مخاطبان است، مترجمان باید تلاش کنند تا تعادل ترجمهای را در متون دینی و ارائة ترجمهای که پاسخگوی نیاز مخاطب باشد، رعایت کنند. دستیابی به تعادل ترجمهای، مستلزم اعمال تعدیلها و تغییرهایی در فرایند ترجمه است. یکی از این تغییرها که نخستینبار از سوی «وینه و داربلنه» (Vinay and Darbelnet) مطرح شد، «تصریح» است.تصریح از جمله تغییراتی است که در قلمرو اختیارات مترجم قرار میگیرد که به صورت آگاهانه و به عنوان راهبردی در ترجمه صورت میگیرد. فیضالإسلام دانشمندی فقیه و ادیب است که به ترجمة متون دینی (قرآن، نهجالبلاغه، صحیفة سجّادیّه) پرداخته است. پژوهش حاضر که به روش توصیفیـ تحلیلی و با رویکردی زبانشناختی است، درصدد است تا تصریح را به عنوان شاخصة سبکشناختی ترجمة فیضالإسلام در قرآن مورد کاوش قرار داده تا اثرگذاریها و فوائد آن در ترجمه، بهویژه ترجمة متون دینی مشخّص شود. ایشان با استفاده از تکنیک تصریح به شفّافسازی واژگان فرهنگمدار و مقولات ناآشنا برای مخاطب و تصریح به عوامل انسجام (حذف، جانشینی و ارجاع) ونیز ایجاد ارتباط و تناسب میان آیات قرآن پرداختهاند که موجب تفهیم بهتر به خواننده و مانع از ایجاد چالش ذهنی و گسستگی در خوانش وی میگردد. امّا باید گفت که ترجمة ایشان ویژگی خاصّ دیگری را از آن خود ساخته است و ایشان دریچة دیگری را در فنّ ترجمه گشوده است که میتوان آن را نظریّه یا انگارة تبیین نامید. در واقع، ایشان افزودههایی میآورد که حدّ وسط میان تصریح و تفسیر است.