نگاه اجتماعی - شناختی به مقولۀ مرگ در زبان عامیانۀ فارسی

نویسندگان

1 دانشیار زبان‏شناسی، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران

2 دانش‏آموختۀ کارشناسی‏ارشد زبان‏شناسی، دانشگاه شهید باهنر، کرمان، ایران

doi
10.30473/il.2021.54410.1393
چکیده

زبان‏شناسی اجتماعی - شناختی شاخه‏ای میان‏رشته‏ای است که با تلفیق آموزه‏های دو حوزۀ تشکیل‏دهندۀ آن سعی در توصیف شناختی تنوعات زبان در جامعه دارد. هدف از مطالعۀ حاضر بررسی و توصیف شناختی استعاره‏های مفهومی حوزۀ معنایی مرگ در بافت اجتماعی و کلام عامیانه است. داده‏ها مجموعه‏ای است شامل ۳۳۲ نمونۀ زبانی (واژه، عبارت و جمله) که از میان ضرب‏المثل‏ها، رقعه‏های ترحیم و سنگ‏قبرنوشته‏های حاوی استعارۀ مفهومی حوزۀ معنایی مرگ انتخاب شده و سپس به‏لحاظ شیوۀ مفهوم‏سازی و نیز حوزه‏های مبدأ به‏کاررفته مورد بررسی قرار گرفته است. داده‏ها نشان می‏دهند که مفهوم‏سازی مرگ عمدتاً با مفاهیم جان‌بخشی، جهت، فاصله، هستی، تخریب و اسارت صورت می‏گیرد. در میان حوزه‏های مفهومی یادشده، مفاهیم جان‌بخشی و تخریب نگاهی واحد و بدبینانه به مرگ را نشان می‏دهند، درحالی‌که در سایر حوزه‏های مبدأ هر دو طیف معنایی (مثبت و منفی) به ‏کار می‏رود، که بیانگر ماهیت دوگانۀ مرگ در اذهان عامۀ مردم است. در استعاره‏های جان‌بخشی هر دو عامل کنش‏گر و کنش‏پذیر از مفهوم اولیۀ خود دور شده، با حوزه‏های مبدأ مختلف مفهوم‏سازی می‌شوند. به علاوه، رقعه‏های ترحیم در مقایسه با سنگ‌قبرنوشته‏ها نگاهی خوش‌بینانه‏تر و عرفانی‏تر به مقولۀ مرگ دارند. یافته‏های این پژوهش دوگانگی‌ها و ابعاد مثبت و منفی نگرش حاکم بر مقولۀ مرگ را در بین عامۀ مردم نشان می‌دهد.