رویکردی انتقادی از منظر میزان توجّه به جایگاه سیاق در ترجمههای تحتاللّفظ، امین، معنایی و تفسیری
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرّس، تهران.
2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22054/rctall.2016.5034چکیده
یکی از مباحث تعیینکننده در فهم قرآن کریم، میزان توجّه به سیاق است. شکّی نیست که توجّه به بافت سخن و سایر اجزای کلام، در فهم مراد گوینده نقشی اساسی دارد. بر این اساس، توجّه به سیاق در ترجمة قرآن کریم نیز ضروری مینماید؛ چراکه هر ترجمهای مستلزم فهم صحیح آیات است. امّا این موضوع که کدام یک از روشهای ترجمة قرآن کریم به مقولة سیاق توجّه داشته است و از ظرفیّت لازم در این راستا برخوردار است، درخور تأمّل و تحقیق است. این پژوهش با بررسی مهمترین انواع ترجمههای موجود از قرآن کریم، میزان توجّه مترجمان به سیاق را در ترجمههای تحتاللّفظی، امین، معنایی و تفسیری مورد ارزیابی و نقد قرار داده است و به این نتیجه دست یافته که از میان ترجمههای یادشده، میزان توجّه به سیاق در ترجمة تفسیری بیشتر است.