بکارگیری روش حذف فرضی در سنجش میزان حساب مضاعف در زنجیرههای ارزش جهانی و نسبت آن با توسعهیافتگی کشورها
نویسندگان
1 هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
2 هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران
3 پژوهشگر گروه بین الملل
doi
10.22034/pbr.2025.521954.1529چکیده
نظامهای حسابداری موجود و آمارهای تجارت خارجی به دلایل مختلف در تجزیه ارزش افزوده موجود در صادرات ناخالص و به تبع آن محاسبه حساب مضاعف زنجیرههای ارزش جهانی ناتوان هستند. حساب مضاعف نقش کلیدی در ادغام هر کشور با اقتصاد جهانی ایفا میکند. در سالهای اخیر علیرغم پژوهشهای اندک در ایران، مسئله حساب مضاعف و نسبت آن با توسعهیافتگی مورد غفلت قرار گرفته است. مقاله حاضر با دو پرسش محوری تلاش میکند که این مسئله را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. نخست اینکه، آیا سنجش حساب مضاعف در تجزیه ارزش افزوده صادرات ناخالص در قالب مبادلات تجاری دوجانبه میتواند معیاری برای درجه توسعهیافتگی کشورها باشد؟ دوم، کدامیک از دو گروه کشورهای شانگهای و اتحادیه اروپا دارای حساب مضاعف بیشتری با ایران هستند؟ برای این منظور از روش حذف فرضی با پایههای آماری جدول داده-ستانده جهانی طی سالهای 1990-2017 برای 189 کشور جهان استفاده میشود. یافتههای مقاله نشان میدهد که نخست کشورهایی که در سطوح درآمدی بالاتر (پایینتر) طبقهبندی میشوند، بهطور متوسط تمایل به داشتن حساب مضاعف بالاتری (پایینتر) دارند و دارای ادغام بیشتری(کمتری) با اقتصاد جهانی هستند. دوم، در بیش از دو دهه اخیر اگرچه حساب مضاعف ایران با دو گروه مورد مطالعه بسیار ناچیز بوده است؛ اما همواره حساب مضاعف ایران با کشورهای اتحادیه اروپا از حساب مضاعف ایران با کشورهای سازمان همکاری شانگهای بیشتر بوده است.