کاربست الگوی نشانهشناختی ریفاتر در خوانش شعر
نویسندگان
1 عضو عیات علمی دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jor.2017.62704چکیده
چکیده یکی از پژوهشهای بنیادی در حوزۀ نشانهشناسی شعر به مایکل ریفاتر (1924-2006) تعلق دارد. ریفاتر در مکتبِ ساختارگرایی پرورش یافته و در نهایت به نظریۀ دریافت گرایش پیدا کرده است. به همین دلیل، وی در زمرۀ ساختارگرایانِ هرمنوتیک قرار میگیرد. به کارگیری الگوی نشانهشناختی ریفاتر در بازخوانی آثار ادبی، به ویژه شعر، نکات مهمی را دربارۀ آفرینشِ اثر و همچنین بازآفرینیِ آن از سوی خواننده روشن میکند. بنابراین، در پژوهش حاضر، به طورِ موردی، شعرِ «در آستانۀ» احمد شاملو بر اساس این الگو بررسی است. تحلیل این شعر نشان میدهد «در آستانه» محصولِ بسطِ ماتریس واحدی است که دلالتمندی شعر بدآن وابسته است. این ماتریس که حاکی از «انتقال از این جهان به جهانی دیگر» است، نخست به سه موضوع مستقل، یعنی انتقال، جهانِ هستی و جهانِ دیگر تفکیک شده است. هر یک از این موضوعها، خود، از طریق تکنیکهایی چون انباشت، منظومۀ توصیفی، یا فضای متنی بسط یافتهاند. این پژوهش همچنین نشان میدهد که شعر در روندِ خوانش از سطحِ محاکاتی بر میگذرد و به سطحی بالاتر، یعنی سطحِ نشانهشناختی، میرود؛ تنها در این سطح است که میتوان وحدتِ شعر و دلالتمندی آن را بازجست.