خوانشی روانشناسانه از درونمایه داستان تابستان زاغچه بر اساس فرایند فردیت یونگ
نویسندگان
doi
10.22059/jor.2017.62705چکیده
چکیده تابستان زاغچه اثر دیوید آلموند از جمله داستانهایی است که در دوران اوجگیری ترجمۀ ادبیات کودک و نوجوان در دهۀ 80 به فارسی برگردانده شد، داستانی که دربارۀ خشونت نوجوانان و اثرپذیری آنان از محیط است. نویسنده با استفاده از نمادهای مختلف، بحرانهای بلوغ در دوران نوجوانی را به تصویر کشید و با نمایش تقابلها و تضادها، بستری را فراهم آورد تا شخصیتهای داستان با ایجاد تعادل به بلوغ شناختی نایل آیند. این پژوهش بر آن است تا نشان دهد که چگونه میتوان با بهرهگیری از الگوی فرایند فردیت یونگ و با تکیه بر تأکیدهای نمادین، برخورد خودآگاهِ شخصیت اصلی داستان با عناصر فراموش شده ضمیر ناخودآگاه او را در راستای بازشناسی هویت نوجوانان به نمایش در آورد. از این رو با واکاوی کهنالگوهایی مانند سایه، پیر خردمند و آنیما و نمادهای استفاده شده درداستان مثل چاقو، مار، زاغچه و عدد شش و... به تحلیل روانشناسانه این داستان پرداخته شده است تا زمینه و الگوی مناسبی برای رسیدن به تولدی دوباره و خودشناسی ارائه گردد.