چندگونگی سازه های فاصله ای راوی از روایت در ادبیات داستانی (با تکیه بر نظریۀ شلومیث ریمون کنان)
نویسندگان
1 دانشیار
2 دانشجو
doi
10.22059/jor.2017.62706چکیده
چکیده راوی در یک متن (داستانی یا غیرداستانی) ممکن است از رویدادهای روایت شده، شخصیتهای ارائه شده و روایتشنو، کموبیش فاصله داشته باشد. اگرچه انتظار ما از ادبیات داستانی این است که گونۀ روایت آن از نوع متعاقب (روایت رخدادها بعد از حدوث) باشد، اما تفحص در سازههای روایتی برخی داستانها با تکیه بر نظریۀ فواصل روایی شلومیث ریمون کنان نشان میدهد که همیشه این گونه نیست. در رمان آرزوهای بزرگ به قلم چارلز دیکنز، راوی در ابتدای داستان فاصلۀ بسیار زیادی با حوادث دارد، در حالی که در انتهای داستان دقیقاً در بطن حوادث است، همچنین بالزاک در رمان باباگوریو در وصف خانم واکور میگوید: «خانم واکور با نام خانوادگی پدری دوکن فلان پیرزن عجیبی است که سالهاست در پاریس پانسیون دارد». مگر داستان قبلاً اتفاق نیفتاده؟ پس چرا راوی میگوید خانم واکور الآن که روایتشنو مشغول خواندن متن است، هنوز هم در پاریس پانسیون دارد؟ پژوهش حاضر به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای با تکیه بر نظریۀ فواصل روایی شلومیث ریمون کنان در صدد است تا به بررسی سازههای فاصلهای راوی از روایت در ادبیات داستانی بپردازد و با شاهد مثالهایی محدود (اما دقیق) و با تکیه بر اصول علمی سازههای فاصلهای بین راوی و روایت را کشف کند.