رویکرد نظریۀ بازسازی‌گرایی به حقوق کیفری مردم‌سالار با نگاهی به نظام عدالت کیفری ایران

نویسندگان

1 استاد، گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران. ایران.

2 دانشجوی دکتری، حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی. تهران، ایران.

doi
10.30513/cld.2025.7341.2168
چکیده

مقالۀ حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلی - تطبیقی و با اشاره‌ای گذرا به نظام عدالت کیفری ایران، به واکاوی ظرفیت‌های نظریۀ بازسازی‌گرایی کلاینفلد در تبیین موانع ساختاری تحقق عدالت کیفری مردم‌سالار می‌پردازد. در این چارچوبِ نظری که عدالت را به‌مثابۀ ارتباطْ مفهوم‌پردازی می‌کند،گذار از پارادایم سنتی «حقوق کیفری به‌مثابۀ کنترل» به معماری نهادی مبتنی بر سه اصل مشارکت، شفافیت و توازن نهادی، راهبرد بنیادین برای بازسازی اعتماد عمومی و ترمیم گسست‌های هنجاری تلقی می‌گردد. یافته‌های پژوهشْ حاکی از آن است که این اصول سه‌گانه در نسبت دیالکتیکی با یکدیگر قرار دارند، به‌گونه‌ای که فقدان یا ضعف هر یک، کارکرد کلی نظام عدالت کیفری را با اختلال مواجه می‌سازد. در نهایت، تحلیل تطبیقی انجام‌شده مؤید این گزاره است که مشروعیت در عصر کنونی نه بر مبنای کارآمدی فنی، که بر پایۀ عادلانه بودن فرایندهای تولید، اجرا و نظارت بر قدرت کیفری استوار گردیده است.