مطالعۀ جرمشناختی جنایات بینالمللی در پرتو نظریۀ اَشکال اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.30513/cld.2026.7704.2205چکیده
جنایات بینالمللی با وجود اینکه امروزه یکی از مسائل اصلی جامعۀ بشریاند، به دلایل قابل توضیحی کمتر موضوع مطالعۀ جرمشناختی بوده اند. موضوع این مقاله ارائۀ تحلیلی جرمشناختی برای این جنایات است. بهلحاظِ روششناختی، این تحلیل بر نظریۀ اَشکال اجتماعی گئورگ زیمل، جامعهشناس آلمانی، بنیان یافته، چندانکه شکلهای معاشرت و ستیزه و مواد تشکیلدهندۀ آنها با ملاحظۀ زمینههای روانشناختی و تاریخی به شکلی نظریهمند تبیین شدهاند. نتیجه آنکه این چارچوب نظری بنیانی تحلیلی را برای توضیح چرایی پدیداری مخاصمات بینالمللی پدیده آورده است. مفهوم اساسیِ برآمده از این تحلیل، شکلگیری جهان ذهنیِ برتر دانستن «خود» به دلایل تاریخی، ملی و نژادی یا دینی و مذهبی است که به فروتر دانستنِ «دیگری» و در نتیجه، پدیداری جهان عینیِ عدم تساهل و در پی، اقدام به نفی و حذف و تعدی به سرزمین، هویت و تمامیت جسمانی و روانی دیگری و ارتکاب جنایات بینالمللی منتهی میگردد. نهایت آنکه، این چارچوب نظری چگونگیِ پدیداریِ، برای نمونه، جنایات ارتکابیافته در جنگهای جهانی و یوگوسلاوی سابق را توضیح میدهد.