نقش کلیدواژهها در تحلیل گفتمان مطالعة موردی: «خسی در میقات» و «غربزدگی» دو اثر از جلال آل احمد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی قم، واحد علوم و تحقیقات.
2 استادیار گروه آموزش و مترجمی زبان انگلیسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج.
3 استادیار گروه زبانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد قم
doi
10.30473/il.2019.46452.1265چکیده
تبلور و انعکاس افکار، باورها و بهطورکلی ایدئولوژی در صورتهای زبانی یکی از کانونهای موردتوجه در بسیاری از حوزههای زبانشناسی ازجمله تحلیل گفتمان انتقادی بوده است. تولید متنهای ادبی اعم از داستان، رمان و سفرنامه، برگرفته از ایدئولوژی نهفتة نویسندگان است که سعی دارند مخاطب را به سمت آنچه مدنظرشان است، سوق دهند. از سوی دیگر با گسترش علم زبانشناسی پیکرهای، شرایط برای تجزیهوتحلیل حجم زیادی از دادههای زبانی، بیشازپیش فراهم شده است. یکی از مفاهیم مهم در زبانشناسی پیکرهای موضوع کلیدواژگی است. منظور از کلیدواژه، واژة پربسامد در یک پیکره نیست، بلکه منظور واژههایی است که در یک متن خاص بیش ازآنچه از یک پیکره انتظار میرود، فراوانی بالایی داشته باشد. در این پژوهش بر آنیم تا با تکیهبر کلیدواژههای موجود در دو اثر جلال آل احمد، یعنی «خسی در میقات» و «غربزدگی» و با بهرهگیری از رویکرد نظری بیکر (2006) به بررسی فضای سیاسی و اجتماعی حاکم در آثار وی بپردازیم. برای دستیابی به این هدف، پس از ایجاد پیکرة مرجع، شامل تمام آثار جلال آل احمد، به کمک نرمافزار ورد اسمیت، 20 کلیدواژه از این دو اثر استخراج شد و سپس در قالب جملههای نمونه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشاندهندۀ تبلور ایدئولوژی جلال آل احمد یعنی نقد غربزدگی و ماشینزدگی، مبارزه با بیعدالتی، ارتقای جامعۀ انسانی، ریشهیابی علل شکستها، دستیابی جامعۀ ایرانی به آزادی، عدالت، رفع تبعیض طبقاتی و تلاش برای حفظ هویت فرهنگی در این دو اثر بوده است.