قانون به‌مثابۀ ابزار و چالش مالیات‌ستانی دولت؛ نظریه‌ای زمینه‌ای دربارۀ رفتار وکلای دادگستری

نویسندگان

1 دانشیار، گروه حقوق، دانشکدۀ حقوق، علوم سیاسی و تاریخ، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

doi
10.30513/cld.2025.7117.2130
چکیده

هدف از انجام این تحقیق، واکاوی ذهنیت وکلای دادگستری و رفتار آنان در قبال تکلیف مالیات‌پردازی به دولت است. وکلای دادگستری که باید مدافعان قانون باشند، در مواجهه با قانون مالیات چه رفتارهایی انجام می‌دهند؟ آن‌ها چگونه ممکن است از مبانی حقوقی و راهکارهای قانونی برای جلوگیری از مالیات‌ستانی دولت، بهره‌برداری کنند؟ پیامدهای چنین رفتارهایی چیست؟ این تحقیق با روش نظریۀ زمینه‌ای (گراندد تئوری) درصدد پاسخ‌گویی به پرسش‌های بالا برآمده است. در این راستا، در طول سال 1403 با 21 تن از وکلای دادگستری استان یزد مصاحبۀ نیمه‌ساختارمند انجام شد. پس از کدگذاری باز، تعداد 433 مفهوم به دست آمد. سپس با توجه به نقاط اشتراک و افتراق میان این مفاهیم، آن‌ها در 84 مقولۀ فرعی دسته‌بندی شدند. در مرحلۀ بعدی، برای ترسیم پارادایم تحقیق، تعداد 13 مقولۀ اصلی از میان مقوله‌های مذکور استخراج گردید. در خصوص یافته‌ها بیان می‌گردد که چالش مالیات‌ستانی دولت به‌عنوان پدیدۀ مرکزی (مسئلۀ اصلی) تحقیق در نظر گرفته شد. علل شکل‌گیری پدیدۀ مرکزی نظیر استحقاق‌زدایی از دولت در کنار راهبردهای وکلای دادگستری مثل تمایزخواهی و پیامدهای ناشی از راهبردها مانند صورت‌گرایی قانونی نشان داد که «ابزارسازی از قانون در برابر مالیات‌ستانی» همان مقولۀ هسته‌ای است که تمامی مفاهیم و مقوله‌های به‌دست‌آمده را به یکدیگر مرتبط می‌سازد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بی‌ضابطگی دولت در عرصۀ مالیات‌ستانی، با نوعی بی‌قانونی از سوی وکلای دادگستری همزمان شده است. از یک سو، دولتْ قانونمند نیست و از سوی دیگر، وکلای دادگستری تمایل به استفادۀ ابزاری از قانون برای نپرداختن مالیات دارند. چنین چرخه‌ای موجب بازتولید چالش مالیات‌ستانی در ایران می‌شود.