تحلیل فقهی سکوتْ برابر فرار زندانی یا توقیف‌شده در پرتوی قاعدۀ «حرمت اعانت بر اثم»؛ (با تأکید بر مواد 549 و 551 قانون مجازات اسلامی؛ بخش تعزیرات)

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری رشتۀ فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه پردیس فارابی قم، دانشگاه تهران، قم، ایران.

2 دانشیار، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه پردیس فارابی قم، دانشگاه تهران، قم، ایران.

doi
10.30513/cld.2026.5066.1824
چکیده

سکوتْ برابر فرار زندانی یا توقیف‌شده به این معناست که فرد با وجود اطلاع از وقوع فرار و با قصدی اعم از اعانت یا غیر آن، در مقابله با فرار اقدامی انجام ندهد. علی‌رغم اهتمام ویژۀ قانون‌گذار نسبت به فراری دادن زندانی یا توقیف‌شده و جرم‌انگاری آن در مواد 549 و551 قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات)، مسئلۀ سکوت برابر فرار زندانی یا توقیف‌شده، از نگاه قانون‌گذار مغفول مانده است. این نوشتار با روش تحلیلی - انتقادی، با استناد به قاعدۀ «حرمت اعانت بر اثم»، ضمن امکان‌سنجی احصاءِ سکوت تحت مصادیق عنوان اعانت، با توجه به شرطیت یا عدم شرطیت وقوع اثم و قصد معاون بر وقوع اثم، در تحقق مفهوم اعانت بر اثم، در مجموع سه نظریه را به‌عنوان حکم فقهی برای موضوع پیشِ‌رو استخراج می‌نماید، که در نهایت، با توجه به کفایت صدق عرفی در تحقق مفهوم اعانت، نظریۀ حرمت سکوت مأمور مشروط به تحقق فرار زندانی را برمی‌گزیند. بنابراین هرچند قصد وقوع فرار زندانی از مجرد سکوت مأمور قابل احراز نمی‌باشد، اما به دلیل تأثیر سکوت مأمور در وقوع فرار از نظر عرف، به شرط تحقق فرار زندانی بر اساس قاعدۀ فوق، حکم حرمت برای موضوع حاضر اثبات می‌گردد.