درآمدی بر نگرش سیستمی در داستان کوتاه ایرانی
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران.
doi
10.22059/jlcr.2022.334700.1771چکیده
نگرش سیستمی رویکردی همهجانبهنگر است که میتواند از عوامل بیرونی و درونی مؤثر بر آفرینش، اوجگیری و افول یک اثر ادبی و ویژگیهای ذاتی آن، دادههای ارزشمندی به صورت یکجا ارائه نماید. داستان کوتاه، از میان انواع ادبی گونهگون ، قابلیت بالایی برای بررسی در چارچوب این نگرش دارد. در نوشتۀ حاضر به منظور بررسی داستان کوتاه ایرانی بر پایۀ نگرش سیستمی، از تطبیق شاخصههای مهم و محوری داستان کوتاه –که مورد توافق عموم منتقدان است- با ویژگیهای عمومی سیستمهای باز، مؤلفههایی استخراج گردیده و شگردهای فراگیر داستان کوتاه بر مبنای این مؤلفهها تحلیل و در موارد لازم برای تبیین دقیقتر مباحث، به نمونههایی از داستانهای کوتاه معروف، ازجمله «کباب غاز» استشهاد گردیده است. در این بررسی علاوه بر شناسایی عناصر شکلی و ابعاد معنایی و نقش ارتباطی این دو در شکلگیری و عملکرد داستان کوتاه، چگونگی اثرگذاری آنها بر مخاطبان ارزیابی و بازنمایی شده است. با وجود انتقادهای بعضی صاحبنظران بر آثار جمالزاده، این ارزیابی، نقش پایهای او در رونق داستان کوتاه ایرانی و گرایش بسیاری از نویسندگان متأخر به واقعگرایی، اجتماعنگاری و فرهنگ عامه را به روش علمیِ سیستمی اثبات میکند. چنین جستاری به لحاظ روششناسی میتواند مقدمهای بر انجام پژوهشهای موردیِ ژرفتر باشد و به عنوان نمونهای کاربردی زمینۀ پژوهشهای مشابه را بر روی گونههای دیگر ادب روایی ازجمله رمان فراهم آورد.