مطالعۀ جامعه‏‌شناختی هویت زبانی مهاجرین قوم لَک ساکن تهران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‏شناسی، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز

2 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز

3 استادیار گروه جامعه‏شناسی، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز

4 استاد گروه جامعه‏شناسی، دانشکدۀ اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز

doi
10.30473/il.2020.47104.1273
چکیده

مهاجرت، زمینه‏های مهمی برای ایجاد تغییرات هویتی فراهم می‏سازد. هدف مقالۀ حاضر، مطالعۀ هویت زبانی مهاجرین قوم لک ساکن محلۀ نامجو (گرگان) تهران از دیدگاه زبان‏شناسی اجتماعی است؛ لذا با رویکرد کیفی، داده‏ها از طریق مشاهده، مصاحبه نیمه‏ساخت‏یافته و عمیق با 23 نقر که با نمونه‏گیری گلوله‏برفی انتخاب شده بودند، جمع‌آوری شد. مصاحبه‏ها ضبط و نوشته شده و با روش تماتیک، تحلیل شدند. یافته‏ها نشان داد که برحسب عامل جنس و نسل، هویت‌یابی به‏واسطۀ زبان در بین مهاجرین متفاوت است. تسلط زنانِ نسل دوم به زبان لکی اندکی کمتر از مردان است؛ ولی تمایلشان به همانندسازی زبان خود به زبان معیار، بیشتر از مردان است. مهارت نسل اول در فهم زبان لکی و تکلم به آن از نسل دوم بیشتر است و برخلاف نسل دوم، با کاربرد آن برای تعامل با لک‏زبانان در محیط‏های خصوصی و عمومی، به مقاومت در برابر شرایط همگون‏ساز می‏پردازد؛ اما نسل دوم به‏دلیل تجربۀ زیستۀ متفاوت، در کاربرد زبان مادری انعطاف‏پذیری بیشتری دارد. برخلاف زبان لکی، زبان فارسی (زبان رسمی) دارای نظام نوشتاری جامع، کارایی، ارزش و تأیید اجتماعی است؛ که پذیرش آن‏‏را تسهیل‏ می‏کند. بدین‏سان زبان لکی، نه‏تنها از سوی مهاجران در جامعۀ میزبان، بلکه به‏علت نداشتن نظام نوشتاری نیز در معرض تهدید است.